شماره ۱۶۹۵ | ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۶ ارديبهشت
صفحه را ببند
فیتوپلانکتون

برزو طنزنویس

گنده‌بک امروز یه سیرک جدید راه انداخته توی خونه. درِ بطری آب معدنی رو میندازه روی زمین و شوت می‌کنه سمت من. گربه ‏نمی‌دونه این آدم‌ها کِی ممکنه یهو رد بدن، یه وقت می‌بینی آدمی که یه عمر خالصانه در خدمتته، جلوت خم و راست ‏میشه، عصر به عصر میشینه موهات رو شونه می‌کنه، یهو دیوانه می‌شه و میزنه زیر همه چی. البته همیشه همینطوریه. ‏سن آدم‌ها که میره بالا، سیم‌کشی‌های مغزشون معیوب میشه و یکی سر پیری سرب داغ میریزه تو چشم پسرش، اون یکی یه شهر رو ‏به آتیش می‌کشه، یکی هم مثل این استاد می‌افته به درِ بطری بازی. مشخصه آخرین بار هم ده‌سال پیش فوتبال دیده چون دورخیز ‏می‌کنه و واسه خودش گزارش هم می‌کنه که حالا اینزاگی... یه پاس توی عمق... دل‌پیرو فرار کرده ازاون طرف... حالا پشت ‏محوطه... بعد هم درِ بطری رو با نوک پا شوت می‌کنه طرفم. درِ بطری با اختلافی شصت‌درجه‌ای از هدف، میره می‌خوره تو ‏دیوار و گنده‌بک ادامه میده: نه... گل نمیشه... با اختلافی ناچیییز...قشنگ از اینا بوده که کل بچگی گذاشتنش یار ذخیره یا اگه نفر ‏نداشتن ولش کردن دم دروازه و با هر گلی که خورده هفت هشت تا فحش و توسری کاسب شده. این دیگه واسه ما صاحب بشو ‏نیست. مردم میرن از اروپا واسه گربه‌شون‌هزار یورو‌هزار یورو اسباب بازی می‌خرن، اینم برداشته بطری آب معدنی‌ای که از ‏یه جلسه‌ای، ختمی چیزی بلند کرده رو تا ته خورده و قبل از این‌که بندازه تو سطل آشغال، با خودش گفته خب با درش چکار کنم؟ ‏آها، بندازم جلوی برزو! سگ بزنه به این زندگی.خب حالا می‌خواد مهارت‌های فوتبالیش رو به رخ بکشه. با درِ بطری یه پا دوپا ‏می‌کنه و تیکه پلاستیک هر بار از جلوی اون یکی پاش درمیره. یعنی هماهنگی عصب و عضله در حد فیتوپلانکتون. نمی‌دونم به ‏کجا وصلن این موجودات تکامل نیافته دوپا که منقرض نمیشن. فکر کن همچین آدمی که پاهاش به هم میگن گل نخور رو ول کنی ‏وسط یه جنگل که واسه خودش شکار کنه و خونه بسازه. اگه یه هفته دووم آورد. اصلا بگو یه روز! اینا یه فکری باید بکنن به ‏حال خودشون. احتمالا هنوز وسط پروسه تکامل هستن و خودشون خبر ندارن. اون دنبالچه‌ای که فکر می‌کنن مربوط به حذف شدن ‏دُم توی اجدادشون بوده، احتمالا تازه درحال رشده و قراره چند ده‌هزار‌سال دیگه یه دمِ کاملِ آبرومند دربیارن، یا اصلا بالی ‏چیزی پشتشون سبز بشه برن پرواز کنن. ایراد طبیعت اینه که قدری کند عمل می‌کنه وگرنه این خرس قطبیِ نیمه‌خل الان باید به ‏جای شوت کردن درِ بطری، با بقیه هم‌نوع‌هاش پرواز می‌کرد از روی اقیانوس‌ها و می‌رفت جزیره جنوبیِ نیوزیلند به‌عنوان آفت ‏می‌نشست روی برگ درخت‌ها. خب درِ بطری بازی هنوز ادامه داره و استاد داره تلاش رقت‌انگیزی می‌کنه که روپایی بزنه. یعنی ‏فردا پس‌فردا کسی تو کوچه و خیابون باورش میشه اگه بهش بگم بیا خونمون یه گریزلیِ تپلِ سخنگو دارم که روپایی هم می‌زنه؟ ‏حالا گنده‌بک از این‌همه فعالیت خسته میشه، بال‌هاشو زود می‌بنده، روی گل‌ها می‌شینه...‏

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  257