شماره ۳۳۱۶ | ۱۴۰۳ سه شنبه ۲۸ اسفند
صفحه را ببند
خاطرات الرجال

اسدالله علم، وزیر دربار و از نزدیکترین چهره‌ها به محمدرضا شاه، تنها رجل سیاسی دوران پهلوی دوم است که خاطرات خود از ١٠ سال همنشینی نزدیک با شخص شاه و خاندان پهلوی را مکتوب کرده است. این تقریرات در ٧ جلد تحت عنوان «یادداشت‌های علم» به چاپ رسیده‌اند و ما در این ستون به تناوب این یادداشت‌ها را مرور می‌کنیم.

مادر خاله‌زنک شاهنشاه
امروز عید غدیر برگزار شد. واقعاً عید بود. همه جا باران آمده و به علاوه مسئله نفت به این عظمت حل شده... شب در کمال بدی و ناراحتی گذشت. سر شام شاهنشاه پیش ملکه پهلوی هم نرفتم، ولی خانم رفت و عصبانی‌تر برگشت. چون ماشاء‌الله ملکه پهلوی کاری که ندارند، تمام از همین صحبت‌های خاله‌زنکی و دلسوزی برای این و آن و حرف زدن درباره این و آن در میان است تا وقتشان بگذرد. باری با آن که تا نصف شب کار کرده‌ام، ولی حالم خیلی بد و خیلی ناراحت هستم.49.11.26

شاهِ خودنظرکرده پندار ما!
با هواپیمای چارتر ایران‌ایر به همراه شاه به زوریخ رفتم. درباره اوضاع بین‌المللی و انواع مختلف سلاح‌ها صحبت کردیم. شاه حسابی سرحال است، گفت: «ببین اوضاع چگونه خود به خود جور شد. مشکل نفت حل شد. باران در سراسر ایران بارید. رهبری ایران در سراسر خاورمیانه مورد قبول سراسر دنیاست. من بر اثر تجربه دریافته‌ام که هر کسی با من در بیفتد پایان غم‌انگیزی پیدا می‌کند. ناصر که دیگر وجود ندارد. جان و رابرت کندی هر دو کشته شدند. خروشچف از کار برکنار شد و این لیست پایان ندارد. همین فرجام در انتظار دشمنان داخلی من نیز هست. مصدق را ببین، همینطور قوام.»49.11.27

اخراج دانشگاهیان معترض
عصر شنیدم در دانشگاه پهلوی (دانشگاه شیراز) شاگردان اعتصاب کرده‌اند، که معاون امور فوق برنامه استعفا بدهد. چون بر من روشن است که تحریک کمونیست‌هاست، دستور دادم محرکین را فوری از دانشگاه اخراج کنند. اول دفعه است که در دانشگاه پهلوی با این شدت عمل می‌کنم، چون در یک ماه قبل شاهنشاه به من فرموده بودند کمونیست‌ها پیش شما هم رخنه می‌کنند و امروز معلوم شد فرمایش شاهانه کاملاً صحیح بوده است. امروز کار زیاد کردم، بیش از 20 ساعت و حالا با نهایت خستگی می‌خوابم.46.11.12

طرفداری مردم از دانشجوها
امروز اتفاقی در تهران افتاد که خیلی باعث ناراحتی شد. آن این که به عذر اضافه کردن خطوط کمربندی اتوبوسرانی، یک دفعه ترتیب کار را طوری دادند که کرایه اتوبوس سه برابر ترقی کرد. تمام مردم ناراحت شدند و در نتیجه دانشگاه‌ها اعتصاب کردند. دانشجویان به بلوا پرداختند و شروع به شکستن در و پنجره اتوبوس‌ها کردند. کار داشت بالا می‌گرفت، زیرا همه مردم طرفدار دانشجویان بودند تا این که شاهنشاه امر دادند نرخ به صورت اولیه برگشت.48.12.3


تعداد بازدید :  95