اسدالله علم، وزیر دربار و از نزدیکترین چهرهها به محمدرضا شاه، تنها رجل سیاسی دوران پهلوی دوم است که خاطرات خود از ١٠ سال همنشینی نزدیک با شخص شاه و خاندان پهلوی را مکتوب کرده است. این تقریرات در ٧ جلد تحت عنوان «یادداشتهای علم» به چاپ رسیدهاند و ما در این ستون به تناوب این یادداشتها را مرور میکنیم.
خیریه خواهر پولپرست!
والاحضرت اشرف اجازه خواست روز دوم فروردین بنیاد خیریه خودشان را اعلام بکنند. شاهنشاه قاه قاه خندیدند، فرمودند: «آخر به خواهرم بگو یک طرف بنیاد خیریه اعلام میکنی، یک طرف مثل دیوانهها عقب پول هستی. از یک طرف نطقهای آتشین در دفاع از حقوق بشر میکنی، از طرف دیگر برای منافع خودت اگر باشد، پدر مردم را میخواهی در بیاوری.» فرمودند: «البته اگر من بگذارم.» سپس فرمودند: «بسیار خوب مانع ندارد، اعلام کند. ولی بداند که مردم ایران گول نمیخورند. چرا همگی به او بدبین و به شمس خوشبین هستند؟ چون شمس هیچ از این تظاهرات بیربط ندارد، همان است که هست.» عرض کردم خیلی درست میفرمایید. مردم ایران را نمیتوان گول زد و این که مردم اعلیحضرت را دوست دارند برای این است که از ته قلب احساس کردهاند که اعلیحضرت همایونی جز سعادت آنها چیزی نمیخواهید و خودتان را هم خوب شناختهاند کـه مادیات در نظر شما پستترین چیزهاست. تنها خودخواهی اعلیحضرت همایونی اعتلاء ایران و عظمت ایران است. این را همه فهمیدهاند و میدانند. به این جهت فرمایش شما را قلباً میپذیرند و این را خارجیها هم دریافتهاند و به این جهت به نظر من با ایادی مختلف سعی در خراب کردن چهره اعلیحضرت دارند و از لحاظ منافع خودشان حق هم دارند. فرمودند: «ممکن است این سعی را بکنند، ولی نمیتوانند.» من دیگر خجالت کشیدم به بعضی موارد اشاره کنم، منجمله همین برباد رفتن پول هنگفت بادآمده ما. به علاوه یقین دارم که خود شاهنشاه این توجه را دارند، تنها هزار جور گرفتاری دارند که من یکی از آنها را نمیدانم.54.11.24
اهداء نشان به پاس خیانت
ساعت ۴ اعلامیه خاتمه مذاکرات نفت درآمد. واقعاً فتح بزرگی است. حسبالامر شاهنشاه، بلافاصله وزیر دارایی (جمشید آموزگار) را خواستم و نشان درجه اول تاج، از طرف شاهنشاه، به او دادم. برای او خیلی غیرمنتظره بود. نشان درجه یک تاج، 10 عدد بیشتر در ایران نیست و باید صاحب یکی از این 10 عدد بمیرد که بتوانیم به کس دیگری بدهیم. به هر حال یک جا خالی داشتیم. نشان تاج بیشتر به نخست وزیران داده میشود. به من هم پس از انجام برنامه انقلابی شاه یکی مرحمت شده است. قدری شروع به گریه کرد، از بس تحت تأثیر قرار گرفت. در این ضمن شاهنشاه تلفن فرمودند که نشان را زودتر، همین امروز بده. عرض کردم امر مبارک انجام شده و الآن آموزگار پیش من نشسته است و از فرط خوشحالی گریه میکند. شاهنشاه خندیدند.49.11.25