[شهروند] «مردم میگویند اشرف چه حق دارد که در تمام شئون مملکت دخالت کرده و با مقدرات و حیثیت یک ملت کهنسال بازی کند. مردم میگویند این پولهایی را که اشرف به نام سازمان شاهنشاهی از مردم کور و کچل، تراخمی و بیسواد این مملکت فقیر و بدبخت میگیرد به چه مصرفی میرساند. مردم میگویند چرا خواهر شاه در امور قضائیه، مقننه و اجرایی این مملکت دخالت نامشروع میکند. چرا باید یک نفر مفتخور نالایق به نام همسری خواهر شاه، دربار سلطنتی یک مملکت تاریخی را ملعبه عیاشی و خوشگذرانی خود قرار دهد. شاه اگر با طرد اشرف، فاطمه و احمد شفیق عرب و هیلر آمریکایی افکار عمومی را تسکین ندهد، عاصیان جان به لب آمده و کارد به استخوان رسیده، ناچار خواهند شد برای حفظ استقلال و آبروی ایران کاری بکنند که ملت قهرمان و بزرگ فرانسه با دربار و لویی شانزدهم کردند. حال خود دانید با آتش و قهر و نفرت مردم.»
نقد قدرت حاکم در «شورش»، با زبانی گزنده
71 سال پیش، برابر با ٢٤ اسفند ١٣٣٢ خورشیدی، امیرمختار کریمپور شیرازی، روزنامهنگار، فعال سیاسی و از طرفداران دکتر محمد مصدق که پس از کودتای ٢٨ مرداد دستگیر و به اعدام محکوم شده بود، در زندان دژبان مرکز ارتش به قتل رسید. متنی که در ابتدای این مطلب خواندید تنها نمونهای از صدها یادداشت تند و تیز او خطاب به دربار شاهنشاهی و خاندان پهلوی است که هر روز در روزنامه خودش یعنی «شورش» منتشر میشد. زبان تلخ و بدون رودربایستی کریمپور شیرازی در انتقاد به قدرت حاکم که یادآور اسلاف او همچون میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و محمد مسعود بود، خشم وابستگان دربار خصوصاً اقوام محمدرضا پهلوی را برمیانگیخت. درست به همین خاطر پس از موفقیت کودتاچیان، آنقدر که دربار برای دستگیری کریمپور و حسین فاطمی (او نیز در روزنامهاش «باختر امروز» دربار را مینواخت) اصرار داشت، به دنبال بازداشت مصدق نبود.
سوختن، پس از تحمل شکنجه طاقت فرسا
درخصوص نحوه قتل کریمپور شیرازی برخی روایات حاکی از آن هستند که او را پس از شکنجههای بسیار در زندان، زنده زنده آتش زدند. شعبان جعفری معروف به شعبان بیمخ، از عوامل اصلی کودتای ٢٨ مرداد 1332، درباره چگونگی به قتل رساندن این روزنامهنگار شجاع چنین میگوید: «این جور که ما اون موقع شنفتیم، اینو دوباره میگیرن و در لشکر ۲ زرهی میندازنش زندان. اونم یه آدم دهن لقی بود و به همه فحش میداد و سروصدا میکرد. اون وقت برای این که تنبیهش کنن، روزا از تو زندان میآوردنش بیرون. سربازا یه پالون میذاشتن روش، یه نفرم سوارش میکردن. بعد تو زندان مجرد بود، گویا تو همون زندون از بین میبرنش دیگه. لحاف محاف میندازن تو سلولش، نفت روش میریزن و آتیشش میزنن.» مدفن کریمپور شیرازی مشخص نیست، اما این احتمال داده میشود که در گورستان مسگرآباد دفن شده باشد.