[ شهروند] مصاحبه اخیر «محسن رفیقدوست» اگرچه بهدلیل بنیان سست آن از صفحه سایت مصاحبهکننده حذف شده، اما حواشی زیادی ایجاد کرده است. باید دید این جنجالآفرینی از چه روی و به چه مناسبت است. محسن رفیقدوست در مصاحبه با آن رسانه مسئولیت قتل ژنرال اویسی، فرماندار نظامی تهران در دوران شاه، بختیار، شهریار شفیق، پسر اشرف پهلوی و فریدون فرخزاد، بازیگر و مجری برنامههای رادیو و تلویزیون، را برعهده گرفت. وی تأکید کرد عملیات ترور توسط گروه جداییطلب باسک اسپانیا انجام شد و پول هم از کانال یک روحانی مصری در آلمان به گروه باسک پرداخت شده است. نقدها و تکذیبها و حاشیههایی در مورد این مصاحبه از سوی افراد و گروههای مختلف و رسانهها مطرح شده است. با هم قسمتی از این نقدها را بخوانیم...
سخنان این پیرمرد تا حدی خیالبافی است
در این زمینه یک عضو کمیسیون امنیت ملی گفت: آقای رفیقدوست که این سخنان اخیر را بیان کرده است، در وقت بدی بیان کرده است؛ چون ایشان وزیر دفاع بوده، خارجیها این را بهعنوان یک گزاره صحیح درنظر میگیرند و میگویند: دیدید که ما میگفتیم دولت ایران دولت تروریستی است. دیدید ما گفتیم نمیشود به این دولت اهتمام ورزید و اعتماد کرد، نمیشود مثلاً با این دولت کار کرد... این یک نوع نامشروعیت بینالمللی بهوجود میآورد و بهنظر من کار بسیار زشتی است.
احمدبخشایش اردستانی در گفتوگو با ایلنا، درباره ارزیابی اظهارات اخیر محسن رفیقدوست که گفته «من به همراه محسن رضایی فرمانده ترورهای برونمرزی بودیم»، عنوان کرد: آدمها یک زمانی که باید سکوت کنند، سکوت نمیکنند، آن زمانی که باید مطلبی بگویند، نمیگویند. من واقعاً متحیرم که آقای رفیقدوست این مسائل را بیان کرده است. البته این مطالب در خاطرات سال ۸۵ ایشان هم موجود است، ولی بخشی از این سخنان هم تا حدی خیالبافی است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی یادآور شد: البته ایشان یک بحثی هم درباره آقای احمدینژاد با سفیر فلسطین در ایران داشت که گفته بود سفیر فلسطین به او اعلام کرده سال ۸۴ در جلسه سفرای خارجی حاضر در ایران، سفیر انگلیس پیشبینی کرده بود که احمدینژاد رئیسجمهور میشود؛ البته بعد زیرش زدند.
وی ادامه داد: اگر این سخنان صحیح هم باشد، با دو هدف مطرح شده است؛ یکی اینکه مثلاً بگوید ایران قلدر است و از این کارها انجام میدهد و مواظب خودتان باشید و با ما در نیفتید.
بخشایش اردستانی خاطرنشان کرد: البته من فکر میکنم ایران اگر مشکلی هم داشته باشد از داخلش است، نه خارج. ما از خارج ضربه نمیخوریم، ما از داخل ضربه میخوریم. یعنی آمریکا، اسرائیل و اروپا نمیتوانند ما را از بین ببرند. ما اگر ضربهای بخوریم، از داخل است. بهخاطر معیشت مردم، بهخاطر تفاوت دیدگاه بین مسئولین و مردم، بهخاطر اختلاف طبقاتی، تبعیض، معیشت، از اینها شاید مردم ناراضی و ناراحت باشند.
وی با بیان اینکه این سخنان حالا چه درست باشد، چه غلط باشد، بالاخره از زبان فردی که راننده امام بوده و بعد پاسدار و وزیر دفاع شده عنوان شده است، اظهار داشت: بیان این مباحث حاکی از این است که هرچه غربیها ادعا میکردند، درست میگفتند. ما مرتب میگفتیم که نه ما نبودیم، در قضیه ترور بختیار ایران مقصر نبوده، اپوزیسیون این کار را کردهاند، این مباحث را میگفتیم. حالا این آقا میگوید که نه، اصلاً خود ایران این کاره است. این خیلی جلوه خوبی ندارد و کاش این حرفها را نگفته بود. البته خب چون ایشان هم پیرمرد شده، میخواهد کارهای اسطورهای و قهرمانی خودش را بیان کند.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خاطرنشان کرد: شاید هم درست بگوید اما به هر صورت، درست بودنش تا حدی درست است، ولی گفتنش موضوع دیگری است؛ حداقل باید اگر اینها محرمانه است، طبقهبندی داشته باشد. مگر از طبقهبندی خارج شده که مثلاً ایشان بیان کردهاند؟ این هم باید بررسی شود. درست است که آزادی بیان در ایران وجود دارد، ولی آدم نباید به کشور ظلم کند. این ظلم به کشور است. آن هم در موقعیت فعلی که ما تحت فشار حداکثری قرار داریم.
محسن رفیقدوست در سن بازنشستگی به نگارش رمانهای پلیسی-امنیتی بپردازد
اکبر خوشکوشک، از نیروهای ارشد سابق وزارت اطلاعات، هم در گفتوگو با رویداد۲۴ با اشاره به اظهارات محسن رفیقدوست، درخصوص پذیرش قتل برخی فعالان اپوزیسیون ازجمله فریدون فرخزاد، شاپور بختیار و شهریار شفیق توسط جمهوری اسلامی با هدایت شخص رفیقدوست گفت: بنده حدود ۲۷ سال در حوزه اطلاعات خارجی و دیپلماسی اطلاعاتی فعالیت و مسئولیت داشتهام و در این مدت با سازمانهای اطلاعاتی مختلف در سراسر جهان، ازجمله سرویسهای امنیتی کشورهای اروپایی و منطقهای در تعامل بودهام. همانطور که هر کشور در سفارتخانههای خود دارای کاردار، سرکنسول و وابسته نظامی است، یک وابسته امنیتی هم دارد که مسئول هماهنگی و تبادل اطلاعات با سرویسهای اطلاعاتی سایر کشورها هستند، ما نیز در وزارت اطلاعات چنین تعاملاتی داشتهایم.
این مقام سابق وزارت اطلاعات ادامه داد: اما در مورد ادعای انجام عملیات برونمرزی و ترور در اروپا که آقای رفیقدوست مطرح کردهاند، باید تأکید کنم که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در هیچ نقطهای از جهان، اقدام غیرقانونی انجام نداده است. همانطور که ما در داخل کشور با فعالیتهای جاسوسی یا عملیاتی مقابله میکنیم، سایر کشورها نیز اقدامات متقابل دارند. بنابراین، هیچ سرویس اطلاعاتی ایرانی مجاز به انجام عملیات غیرقانونی یا ترور مخالفان در خارج از کشور نبوده است.
خوشکوشک در مورد شخصیت و سوابق محسن رفیقدوست گفت: ایشان یکی از چهرههای قدیمی سپاه پاسداران محسوب میشوند. اما بهنظر میرسد که اظهارات وی کاملا مبتنی بر اغراق و هیجان باشد. ایشان در سن بالای ۸۰ سالگی این مصاحبه را انجام داده و برخی مطالبی که مطرح کردهاند، با واقعیتهای شناختهشده همخوانی ندارد.
ایشان نه بهدنبال شهرت است و نه نیازی به مطرح شدن دارد، اما بهنظر میرسد که برخی روایات را بهگونهای بازگو کردهاند که بیشتر به داستانها و رمانهای پلیسی-امنیتی شباهت دارد تا یک گزارش مستند و قابل استناد. گویا آقای رفیقدوست در سن بازنشستگی به رمانهای پلیسی و امنیتی علاقهمند شده است و من به ایشان برادرانه پیشنهاد میکنم به جای نسبت دادن داستانهای پلیسی و امنیتی مورد علاقه خود به جمهوری اسلامی، به نگارش رمانهای پلیسی و امنیتی بپردازند. قطعا رمانهای جالب و پرفروشی نیز خواهد شد.
وی افزود: جمهوری اسلامی هیچگاه از نظر رسمی اجازه انجام اقدامات غیرقانونی در خارج از کشور را صادر نکرده است. همانگونه که در سایر مسائل حساس، ازجمله تسلیحات هستهای، موضعگیری صریحی داشته، در این زمینه نیز سیاست روشنی دنبال کرده است. بهعنوان نمونه، در سالهای پیش از انقلاب، زمانی که برخی مبارزان برای اجرای اقدامات مسلحانه علیه رژیم پهلوی درخواست مجوز داشتند، امام خمینی (ره) بهصراحت با چنین اقداماتی مخالفت کردند.
اکبر خوشکوشک در پاسخ به این پرسش که به هر حال افرادی برجسته از فعالان اپوزیسیون در دهه هفتاد در اروپا به قتل رسیدهاند، این قتلها کار چه کسانی بوده؟ گفت: در مورد قتلهای برخی شخصیتهای مخالف جمهوری اسلامی ایران مانند شاپور بختیار، فریدون فرخزاد و شهریار شفیق، باید توجه داشت که مشخص نیست این اقدامات دقیقاً از سوی چه گروههایی انجام شده است. برخی گمانهزنیها حاکی از آن است که این ترورها توسط سازمانهای اطلاعاتی خارجی یا گروههای مخالف داخلی آنها صورت گرفته است. بهعنوان مثال، در مورد قتل شاپور بختیار، شواهد مستندی وجود دارد که نشان میدهد این قتل توسط مخالفان درونگروهی ایشان و توسط آقای فریدون بویراحمدی، از اعضای دفتر شاپور بختیار، انجام شده و سرویسهای امنیتی فرانسه از جزئیات این حادثه مطلع هستند.
وی در پایان گفت: در روزهای اخیر، علاوه بر آقای رفیقدوست، برخی دیگر از شخصیتها نیز اظهاراتی مطرح کردهاند که محل تأمل است. ازجمله آقای پورمحمدی، که از چهرههای اطلاعاتی کشور بوده و سابقه مدیریت در سرویس خاورمیانهای را دارد، در مصاحبهای مطالبی بیان کرده که برخی از آنها نادرست است. بهعنوان مثال، نسبت دادن قتلهای زنجیرهای به طرفداران آقای خاتمی یک ادعای غیرواقعی است. اینگونه سخنان، بهویژه از سوی افراد باسابقهای همچون آقای پورمحمدی، جای تعجب دارد و نیازمند شفافسازی بیشتر است.
واکنش عربسرخی به سخنان رفیقدوست
از سوی دیگر فیضالله عربسرخی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در واکنش بهگفتههای رفیقدوست، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: چنان با افتخار از ترور صحبت میکند گویی کشور را در مدار توسعه قرار داده است. انتظار این اظهارات را از نتانیاهو برای تخریب چهره ایران داشتیم.
بهانه دست دادگاههای اروپایی ندهید
جالبتر اینکه روزنامه فرهیختگان خطاب به محسن رفیقدوست نوشت: اظهارات محسن رفیقدوست در مورد برنامهریزی برای ترور برخی عوامل رژیم پهلوی، بازی در پازل بحرانسازی برای ایران است.
در روزهایی که دشمنان ایران از هر بهانهای برای تهدید دانستن جمهوری اسلامی و محکوم کردن آن به حمایت از تروریسم استفاده میکنند، محسن رفیقدوست، وزیر سپاه در سالهای ۶۱ تا ۶۷، به تازگی ادعاهایی در مورد ترور برخی از چهرههای رژیم شاه مطرح کرده است.
بخشی از اظهارات تازه رفیقدوست، در کمتر متون تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است. در روایتهای شفاهی که از برخی از این رویدادها ارائه شده، اشارات دقیقی از برخی از این وقایع وجود ندارد. براین اساس نمیتوان مشخصاً صحت یا عدمصحت اصل روایت را تأیید کرد. اما از سوی دیگر، او درحالی از اقدامات گروه جداییطلب باسک در انجام ترورها که در سال ۲۰۱۳ منحل شده، صحبت به میان میآورد که دادگاههای اروپایی نیز مشروح اقدامات و فعالیتهای این گروه را علنی نکرده است.
مطرح کردن این اظهارات درحالیکه دادگاههای اروپایی نیز گزارشی دقیق از اقدامات آنها را در اختیار افکار عمومی قرار ندادند، به غیراز اینکه برای رفیقدوست وجهه و برای ایران هزینه بسازد، کارایی دیگری ندارد. چنین اظهاراتی تنها بهانهای در اختیار کشورهای بهانهجوی غربی قرار میدهد تا با استناد به این ادعاها، پروندههایی تازه علیه جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی باز کنند.
ادای تیزهوشی محسن رفیقدوست و این همه جهالت؟
اما نقد مهم را خبرگزاری تسنیم انجام داده است. تسنیم نوشت: تاریخ شفاهی هر چند تاریخ نیست، اما یکی از منابع مؤثر به شمار میآید. مؤلفههای مختلفی در تاریخپژوهی مؤثرند که از آن جملهاند روایتهای افراد از رخدادهای تاریخی. هر چه راوی به حوادث نزدیکتر و سطح دانش وی در برخورداری از نگاهی همهجانبه بالاتر باشد میتواند در تولید یک سند تاریخی، موفقتر عمل کند؛ البته انگیزهها هم در ورود به بیان خاطرات متفاوت و هم البته آفاتی بر آن مترتب است.
گاه روایتگر، خاطرات خود را در زمان وقوع ثبت کرده است و گاه پس از چندین دهه؛ در هر دو حالت روایتگر یکی است، اما میزان وثوق اطلاعات یکی نیست؛ زیرا در حالت دوم فراموشی و افزوده شدن توهمات حافظه تغییرات اساسی در محفوظات ذهنی ایجاد میکند. همچنین گاه انگیزه فرد از خاطرهگویی غلو کردن در مورد عملکردهای مثبتش یا تطهیر خود در ارتباط با خطاهاست و قس علی هذا.
1 - آقای محسن رفیقدوست بهعنوان فردی بازاری در جریان تحولات ایران در جایگاه تأمین تدارکات مورد نیاز برای دفاع ملت ایران در برابر تجاوز بیگاه نقش مؤثر و قابل تقدیری داشت، اما بعد از نزدیک به چهار دهه اخیراً در مصاحبه با یک سایت، ادعاهایی را در مورد رویدادهای تاریخی مطرح کرده است که از یک سو با قابلیت «تدارکچی بودن» وی و از دیگر سو با آنچه سالها پیش بهعنوان تاریخ شفاهی تحت عنوان «برای تاریخ میگویم» در اختیار افکار عمومی قرار داده، کاملاً منافات دارد. آقای رفیقدوست در سن 84سالگی باید به کمک جوانترهای خانوادهاش به بررسی آنچه به نام وی منتشر شده بپردازد؛ زیرا وی که حتی فارسی را با لحنی عامیانه و با اصطلاحات بازاری ادا میکند به تازگی متوجه شده است که به زبانهای خارجه مسلط بوده و رهبری تیمی از استقلالطلبان باسک! را بر عهده داشته است. رفیقدوست بهطور مشخص مدعی است او رهبری تیمهای عملیاتی حذف فیزیکی اویسی، شهریار شفیق، فریدون فرخزاد و شاپور بختیار را به کمک اعضای حزب باسک اسپانی (از احزاب جداییطلب اسپانیا) بر عهده داشته است. این مصاحبه اگرچه بهدلیل بنیان سست آن از صفحه سایت دیدهبان ایران حذف شده، اما مستمسکی برای رسانههای خارج کشور شده است؛ چراکه برای نخستین بار فردی در حوزه تدارکات مهم دفاعمقدس چنین ادعایی را مطرح میکند. این اظهارات رفیقدوست در حالی است که نهتنها جمهوری اسلامی بارها چنین اتهاماتی که بیشتر از سمت ضدانقلاب متوجه آن شده را رد کرده، بلکه دقیقاً اسنادی مقابل ادعاهای معارضان نظام درباره قتل هرکدام از عناصر سابق جبهه ضدایرانی ارائه کرده است.
برای مثال، درباره ترور فریدون فرخزاد، حسین دهباشی (مستندساز و تاریخنگار) معتقد است وی در یک تسویهحساب درون سازمانی کشته شده است. دهباشی در یادداشتی در سال 1397در سالگرد قتل فریدون فرخزاد نوشت که احتمالاً وی بهدست سازمان درفش کاویانی به رهبری منوچهر گنجی کشته شده است.
درفش کاویانی یکی از گروهکهای سلطنتطلب و مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور بود که در آن مقطع مورد حمایت مالی سیا، دفاتر متعددی در اروپا و آمریکا و دارای شاخه نظامی و ایستگاههای رادیویی در ترکیه و عراق بود.
دهباشی معتقد است «فرخزاد که از همکاری درفش کاویانی و مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق در جریان جنگ با ایران شوکه شده بود، با وجود مخالفت با رهبران جمهوری اسلامی تصمیم گرفت به ایران بازگشته و علیه فرقه رجوی افشاگری کند.»
دهباشی همچنین میگوید منوچهر گنجی البته نقش درفش کاویانی را در قتل فرخزاد نمیپذیرد، اما در گفتوگو با وی به صراحت از تغییر علنی ظاهر و رفتار فرخزاد در اواخر عمر و حتی روابط پنهان او با سفارت ایران در آلمان و قصدش برای بازگشت میگوید.
عباس سلیمینمین (مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران) در بخشی از گفتوگوی ویدئویی خود با برنامه رادیکال اعتماد آنلاین درباره درخواست فریدون فرخزاد برای بازگشت به ایران و پشیمانی وی از همکاری با منافقین در تماس تلفنی با نشریه کیهان هوایی سخن گفته بود.
سلیمی نمین در این ایام (دهههای شصت و هفتاد) مدیر مسئول کیهان هوایی بود و از برنامه این هفتهنامه برای ارتباط با همه ایرانیان خارج کشور و انتشار و نقد مطالب آنها در نشریات خارج کشور سخن گفته بود. فرخزاد به فاصله چند روز بعد از این تماس تلفنی به قتل رسید.
احمدعلی مسعودانصاری (از اعضای دربار پهلوی) در مصاحبهای که سال 1399با خبرگزاری تسنیم داشت، قتل تیمسار اویسی را به رژیم بعث عراق، قتل شهریار شفیق (فرزند اشرف پهلوی و افسر نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی) را به اسرائیل مرتبط دانست.
وی درباره ترور شفیق به تسنیم چنین گفته بود: «شهریار شفیق برنامهاش این بود که برای مقابله با تهاجم صدام به ایران بیاید و به نیروی دریایی ارتش بپیوندد. خواهر او آزاده شفیق این موضوع را به من گفت، البته مدام به من هم گوشزد میکردند که به او بگویم این کار را نکند و اقدامی خودسر مرتکب نشود. شهریار هدفش این بود به نیروی دریایی بپیوندد؛ شهریار برای انجام این کار با اسرائیلیها مشورت میکرد. آنها به او گفتند این کار را انجام ندهد، اما شهریار گوش نکرد و در نتیجه او را شب قبل از اینکه حرکت کند، کشتند. این موضوع را خانم آزاده شفیق برای من تعریف کرد. او همراه با برادرش پیش اسرائیلیها میرفت. آزاده میگفت وقتی برادرم کشته شد، پیش رابط اسرائیلی رفتم و گفتم «شما کشتید؟» آن اسرائیلی نفی کرد، اما برداشت خانم آزاده شفیق این بود که برادرش را اسرائیلیها کشتند.»
از سوی دیگر شهریار شفیق یا فریدون فرخزاد از وزن خاصی در بین چهرههای معاند جمهوری اسلامی برخوردار نبودند که از جانب آنها احساس خطری شود و نظام، برنامه ترورشان را در خاک اروپا پیریزی کند.
2 - اگر بر فرض صحت این ادعاها، مسئولیت ترور این افراد در خارج کشور با آقای رفیقدوست بوده، بلاشک چنین موضوعی جزو مسائل محرمانه و دارای طبقهبندی فوقسری به شمار میرود و باید پرسید آیا این اسناد از حالت طبقهبندی خارج شده یا خیر؟ و اگر خارج شده، کجاست و چرا انتشار عمومی پیدا نکرده است؟ کدام دستگاه مجوز اعلام این مطالب را به آقای رفیقدوست داده است؟ آقای رفیقدوست از طرف چهکسی مسئولیت این کار را بر عهده گرفته است؟
حال سؤال این است که اگر فردی آنقدر باهوش و محاسبهگر بوده که توانسته چنین اقدامات پیچیدهای را انجام دهد و در کار خودش هم موفق باشد (درحالیکه بعد از جنگ، وی نتوانست بنیاد مستضعفان را اداره کند و عزل شد) و در کنار آن توانسته چندین سال همه این اتفاقات را مخفی و مکتوم نگه دارد، طبیعتاً نمیتواند اینقدر همزمان جاهل هم باشد که به انتشار علنی این مسائل هم اقدام کند؛ این موضوع خود تردید در صحت سخنان رفیقدوست را مضاعف میکند!
اینها علامت سؤالهای مهمیاند که تاریخ شفاهی باید به آنها پاسخ دهند و نمیتوان به بهانه حذف مصاحبه از پاسخ طفره روند؛ زیرا اگر به اشتباه این ادعاها را منتشر کرده باشند متهم به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومیاند و اگر راست گفته باشند، متهم به انتشار اسناد طبقهبندی، و در هر دو حال مدعیالعموم باید برای کشف حقیقت به این مسئله ورود کند.
3 - متأسفانه بارها پیش آمده که افراد به بهانه روایتگری خاطرات دوران مسئولیت خود، اطلاعاتی ناقص یا اغراقآمیز بیان میکنند و گاه بیان چنین مواردی مورد سوءاستفاده رسانههای ضدانقلاب قرار میگیرد؛ ضبط تاریخ شفاهی از سوی رسانهها و ثبت خاطرات شخصیتهای برجسته، یک فعالیت ماندگار و درخور تقدیر است، اما در نقطه مقابل، انتشار اطلاعات اشتباه و گاه کذب میتواند تاریخنگاری صحیح را با دشواری مواجه سازد. برای جلوگیری از چنین آفاتی هم شخص مصاحبهشونده باید مراقب اظهاراتش باشد و از بیان سخنان تردیدآمیز خودداری کند و هم رسانهها در برخورد با خودبزرگبینیهای شاذّ سعی کنند پیش از انتشار، آنها را با رجوع به اسناد و مراکز تاریخنگاری، راستیآزمایی کنند.