سودابه قیصری روزنامهنگار
از کودکی عاشق نوشیدن شیر و خوردن پنیر بودم و اینقدر در این کار افراط میکردم که پدرم همیشه به شوخی میگفت باید این یکی را به یک گاومیشدار شوهر بدهم. این عادت نوشیدن روزانه شیر – حداقل 2لیوان در روز- همچنان ادامه داشت تا روزی که روزنامهها تیتر زدند: «وجود پالم در شیر» و اینکه وزارت بهداشت وجود میزان غیراستاندارد روغن پالم در شیرهای تولید کشور را تأیید کرده است. بازهم طبق عادت، جستوجوگر گوگل را زیر و رو کردم تا اطلاعات دقیقی در مورد پالم و تأثیرش بر سلامتی بهدست آورم. چیزی که دستگیرم شد بسیار بدتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم و روزنامهها انعکاس داده بودند. طبیعی بود که از آن روز خوردن شیر را متوقف کردم و حتی به ماست هم لب نزدم. به هرکدام از دوستان و آشنایان که برمیخوردم، دقیقا همین مشکل را داشتند و خوردن شیر و سایر لبنیات را ترک کرده بودند.
چندی گذشت و وزیر بهداشت با ابراز نگرانی از اینکه میزان نوشیدن شیر در میان هموطنان شدیدا کاهش یافته، اعلام کرد که کارخانهها کنترل شده و شیر سالم است. تیتر سلامت شیر به صفحه اول روزنامهها راه یافت، البته هیچ نامی از متخلفان برده نشد و دلیل عدمکنترل لبنیات قبل از توزیع هم اعلام نشد. با این همه، دوباره نوشیدن شیر را آغاز و به قدرت رسانه ایمان آوردم.
قصه نوشیدن شیر، ترس و دلهره، ترک و بازگشت دوباره به همین جا ختم نشد و راحتی خیال دیری نپایید. روز دوشنبه ۴ اسفند، صفحه جامعه روزنامه «شهروند» از «دومین همایش کشوری شیر سالم» خبر داد. بهطور منطقی، هنگامی همایش برگزار میشود که بخواهیم چیزی را تقدیر و ترویج یا از نبودش اظهار نگرانی کنیم و عنوان کردن «شیر سالم» در موضوع همایش، از نبود سلامت آن نشان داشت. تیتر خبر، نگرانی همیشگی مرا دوصد چندان کرد: «آلودگی برخی شیرهای بستهبندی به سم آفلاتوکسین.۱».
دیگر نگرانی جایز نبود، دچار وحشت شدم. سم آفلاتوکسین! پالم کم بود، سم نیز بدان اضافه شد. با خواندن متن خبر متوجه شدم که مثل همیشه، خبر سمی بودن شیر پس از مدتها مصرف توسط مردم، اعلام شده است. «برخی از شیرهای بستهبندی شده به سم آفلاتوکسین آلوده بوده که جلوی تولید آنها گرفته شده است. این خبر را مسئولان وزارت بهداشت در حالی اعلام کردهاند که به گفته آنها سرانه مصرف شیر در ایران کاهش یافته و از هر ۱۰ ایرانی تنها ۴نفر به میزان کافی شیر دریافت میکنند. ۲»
خبر مشخص نکرده چه مدت است که سم مینوشیم و به امید تأمین ویتامینهای موردنیاز، جان خود را میکاهیم؟ و چرا همیشه مسئولان پس از اتفاق، موفق به کشف تخلف میشوند و جلوی آن را میگیرند؟ چرا پیشگیری هیچ معنایی ندارد و هیچگاه نام کارخانه یا شرکت تولیدکننده اعلام نمیشود تا مردم بدانند چه کسی به جای ویتامین، سم به جانشان ریخته است؟ چرا وزارت بهداشت به جای دفاع از مهمترین حق مردم یعنی سلامت، تخلفها را نادیده میگیرد یا از آنها چشمپوشی میکند؟ چرا هیچ اطلاعرسانی در این مورد نمیشود و در نهایت چرا حتی پاسخی برای هشدار وزارتخانه مبنی بر کاهش مصرف شیر و دلایل آن ارایه نمیشود؟
پی نوشت:
۱- آفلاتوکسینها سموم قارچی طبیعی هستند که در علوفه و نان کپکزده یا آفتکشها پیدا میشود و اگر از راه موادغذایی وارد بدن شوند، میتوانند سرطانزا باشند. اگر قارچهای مولد این سموم روی خوراک دام و موادغذایی رشد کنند، مصرف غذای آلوده به آفلاتوکسین میتواند موجب بیماری در انسان یا دام شود و در فرد مبتلا نکروز بافتی، سیروز و سرطان کبد ایجاد کند.
۲- روزنامه «شهروند»، صفحه ۱۷ جامعه، ۴ اسفند ۹۳