سوشیانس شجاعیفرد طنزنویس
[email protected]
جامجهانی هنرمندان در حالی در تهران برگزار شد که فیلمهای هنرمندان ایرانی از جشنوارههای داخلی حذف، کنسرتهایشان لغو و کتابهایشان موقوف شده است! جعفر پناهی که در خط اوزادی (!) طرشت مشغول مسافرکشی و فرو کردن سوئیچ تاکسی در گوشش است و بهرام بیضایی و ابتهاج هم همچنان در خارج از وطن هستند. تقریبا نیمی از هنرمندان این مرز پرگهر از بیامیدی نسبت به آینده مدام در رفتوآمد به ینگه دنیا هستند که مبادا گرینکارتشان باطل شود و باقی قضایا! حالا در این گیرودار و در این وضع مشعشعی که هنر مملکت ما دارد، دقیقا و بحق هم باید جامجهانی هنرمندان در ایران برگزار شود چون هرچه باشد هنر نزد ایرانیان است و بس! آلپاچینو و مارلون براندو و هیچکاک و تارکوفسکی و پاواروتی و برگمن و سید برت و پینک فلوید و ایکس و ایگرگ هم همه جملگی ول معطلند! چون ایرانی نیستند و هنر نزد ایرانیان است و بست!
حالا در مسابقه فینال این جامجهانی که از بیخ و بن با هدف نیکوکاری و کمک به اقشار آسیبدیده اجرا شد، تیم ایران و تیم رومانی مسابقه نهایی را برگزار کردند. قبل از بازی رختکن دو تیم کمی شلوغ شده بود ما هم که فضول! آمدیم برویم داخل که جلوی ما را گرفتند، گفتند شما هنرمندی که میخوای بری داخل، گفتم بله طنزپردازم! طرف خندید و گفت برو رد کارت بابا! اگه بلدی صدای سوسک دربیاری راهت بدم! اگه نه برو جلو اینجا تجمع نکن! بعد از چنددقیقه دوباره مراجعه کردم، یکی دیگه پرسید کجا داری میری؟ هنرمندی؟! گفتم نه، گفت خب برو مشکلی نیست! من فکر کردم خدایی ناکرده هنرمندی! رفتیم داخل دیدیم که مربی تیم رومانی به حضور فوتبالیستهای حرفهای غیرهنرمند در تیم ایران معترض است! گوش تیز کردیم که ببینیم اینها چه میگویند و آنچه در زیر میخوانید شرح گفتوگوی مربی یا سرپرست تیم رومانی با یکی از مسئولان برگزارکننده است! (الکی مثلا من روز فینال اونجا بودم!)
رومانیاییه: آقا، اینهایی که آوردید هنرمند نیستند که. فور اگزمپل این آقا فوتبالیسته، من از تلویزیون آیفیلم سریال او را دنبال کردم!
ایرانیه: کدوم؟! این آقا؟! نه آقا این پژمان جمشیدیه، اصلا به قیافهش میخوره فوتبالیست باشه؟ چه فوتبالیستی؟! دو تا روپایی نمیتونه بزنه! ولی دو تا سریال بازی کرده! شاید توی پایتخت 4 و کلاه قرمزی نوروز هم بازی کنه! هنرمنده!
رومانیاییه: خب این هیچی، اصلا ما گفت پژمان جمشیدی یک آرتیست! اصلا ما گفت پژمان جمشیدی خود رابرت دونیرو. ولی شما خودت جاج کن! آیا این محمد نوازی هم هنرمند؟! نه، وی آر اورسلو! یعنی خودمونیم! محمد نوازی آرتیسته؟! پلیز تل سامتینگ که اینکلود بشه!
ایرانیه: الان اینکه گفتی یعنی چه؟
رومانیاییه: یعنی یه چیزی بگو که بگنجه! اگر محمد نوازی هنرمنده لابد علی پروین تون هم سیاوش شجریانه!
ایرانیه: چرا که نه، علی آقا 4دانگ صدا داره، اگر یکم روی تحریرهاش کار کنه و سهدانگ دیگه به صداش اضافه کنه، دیگه صداش ششدانگ میشه! محمد نوازی هم شما یادت نمیاد، سانترهاش واقعا هنرمندانه بود! به همین دلیل توی تیم هنرمندان دعوتش کردیم! صداش هم معرکه است، شما باهاش حمام رفتی؟ نرفتی دیگه! اگر باهاش حمام میرفتی میدونستی که نوازی استعداد سوپرانو خوانی داره!
رومانیاییه: مگر شما با نوازی حمام رفت؟!
ایرانیه: من؟! نه... من... من نرفتم! شنیدم!
رومانیاییه: اوکی، محمد نوازی سوپرانو خوان! ولی مهدی صالحپور دیگه چرا؟! اون چه هنر داشت؟!
ایرانیه: صالحپورو که دیگه همه میشناسند! شما چطور نمیشناسیش؟! چطور؟! اسمش که شبیه اون اردشیر صالحپور تئاتریه! خودش هم بچه که بوده از نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب و جمشید آریا امضا گرفته! 18بار فیلم عروس رو توی سینما دیده! اهل هنره!
رومانیاییه: آخه من نمیفهمم چرا توی تیم هنرمندان ایران همه فوتبالیستهای حرفهای بازی کرد؟ پس هنرمندانتون کجا هستند؟!
ایرانیه: هنرمندان؟! هنرمندانمون دارند توی شورای شهر تصمیمگیری میکنند!
رومانیاییه: خب پس سیاستمدارانتون چیکار میکنند؟!
ایرانیه: پس فوتبالو کی بچرخونه؟! خب سیاستمداران دارند میچرخونند!
رومانیاییه: پس اگه اینطوره امور رو چه کسانی میگردونند؟!
ایرانیه: امور؟! ای آقا، امورات که خودشون میچرخن دیگه! فرقی نمیکنه اینها بچرخونند یا نچرخونند!