| فرنوش ارسخانی |
شما قبل از ساخت برنامه «ستاره شو»، اغلب بهعنوان مجری برنامههای تاک شو در تلویزیون فعالیت میکردید و برای
اولین بار است که با برنامه کاملا مستقل بهعنوان تهیهکننده و کارگردان و البته مجری حضور دارید. انگیزه اصلیتان از ساخت این برنامه چه بود؟
«ستاره شو» برنامهاى است که کلیت و هدف آن متکی بر استفاده کاربردى از یک اپلیکیشن موبایل است و هر چیزی که در آن اتفاق میافتد به کارایی این نرمافزار توسط مردم برمیگردد. مردم خیلی راحت و به سادهترین شکل ممکن و بیواسطه میتوانند از طریق این نرمافزار برای ما ایدههايى را مطرح کنند. تاجایی که محوریت برنامه به وسیله این ایدهها شکل میگیرد. منتها نه به این شکل که چارچوبهای رسانهای را متلاشی کنیم. چون درونمایه اصلی این برنامه از علم رسانه وام گرفته؛ علمی که در یک بخش از آن، مولفههای تلویزیونی قرار گرفته است و در بخشی دیگر، پتانسیلهای کل رسانه مفهوم پیدا میکند.
می توانم ادعا کنم که این برنامه هیچ شباهتی با ديگر برنامههای تلویزیونی ندارد و برای اولینبار است که یک برنامه تعاملی در تلویزیون بدین شکل به جریان خلاقیت و کشف استعدادها در کشورمان میپردازد.
برنامههای محدودی با توجه به این محوریت و ساختار در تلویزیون ساخته شده است، اگر هم به این مفاهیم پرداخته شده، کمتر کسی با مدل این نوع برنامهها ارتباط برقرار کرده است. با این وجود شما براساس کدام مولفه و الگو به سراغ ساخت این برنامه رفتید و اساسا ساختار یک برنامه علمی-پژوهشی بر چه اصلی مبتنی است؟
یک برنامه علمی- پژوهشی طبق تعالیم علمی، برنامهای است که در یک روند پژوهشی اتفاق میافتد و در آن برخی از نخبگان و کارشناسان علمی بهعنوان یک پژوهشگر و محقق بر یک اصل مینشینند و جریانی را رصد میکنند تا از نحوه و سبک اجتماعی مردم در برخورد با رسانهها آگاهی پیدا کنند. آنها برهمین اساس برنامهریزی میکنند و مثل اپلیکیشن برنامه «ستاره شو» و اغلب اپلیکیشنهای دنیای مجازی، برنامهای را طراحی میکنند و براساس بازتابهای ارایهشده نسبت به آن عمل می کنند.
چقدر از این ملزومات در برنامه شما حفظ شده است؟
«ستاره شو» برنامه مخاطبمحوری است که موضوعاتش متناسب با درک و میزان برخورد مخاطبان، به روز میشود و یکدفعه فعالیتش را به سمتی نمیبرد که مخاطب هیچ درک و استنباطی از مفهوم آن پیدا نکند. این برنامه امکاناتی را فراهم میآورد تا هر مخاطبی و با هر سلیقهای، هرهفته یا هر ماه یکبار از طریق اپلیکیشن با برنامه ارتباط برقرار کند و متناسب با خواستهها و نیازهایش موضوعات را جستوجو و دریافت کند.
اماتجربه نشان داده که مخاطب با تجویز چنین مولفهای در يک برنامه تلويزيونى، کمتر ارتباط برقرار مىکند!
بالطبع ساختار و فضای این برنامه ایجاب میکند تا خیلی از گستره تأکیدات بر مباحث علمی- پژوهشی فاصله نگیریم. اما برای اینکه از مولفههای برنامه های مخاطبپسند فاصله نگرفته باشیم، از همان قسمت اول برنامه از مخاطبان تقاضا کردیم تا در جریان تماشای برنامه، با ما مشارکتی داشته باشند و از طریق اپلیکیشن هر نوع فکر و ایده ای را برای ما بفرستند. این اتفاق یکی از ملزومات مهم برنامه برای نزدیکشدن به هدف اصلیمان بود. از طرفی ساختار اصلی برنامه، یک خلاقیت و الزام را در ذهن مخاطب ایجاد میکند تا شاکله برنامههای گذشته را حتی اگر پژوهشی بوده و خوب جواب داده کنار بگذارد. در چنین برنامهای، مخاطب حق دارد که در جریان خلاقیت، مفاهیم و تعاریف را تغییر دهد. یعنی اگر تا به حال همه فکر میکردند که رنگ سفید خوب است، یک نفر هم میتواند به خاصیتهای رنگ مشکی پی ببرد. شاید مشکی هم رنگ خوبی باشد! به همین منظور کماکان در این برنامه نهایت تلاش مان را انجام میدهیم تا اول چارچوبها و ساختارهای عادی و معمول و تکراری که مخاطب به آنها عادت کرده به هم بریزیم و بشکنیم، سپس دنبال ساختارهای جدیدی برای مطرح کردن مفاهیم اصلیمان باشیم.
براساس تعاریفی که ارایه دادید و آنچه تا به حال از مفهوم برنامه تان استنباط کرده ایم، به نظر میرسد که ساختار برنامه شباهت خاصی به برنامههای تاک شو ندارد...
«تاکشو» هم میتواند باشد، ولی نباید الزاما تصور کنید که اين برنامه فقط یک برنامه «تاکشو» است چراکه ساختار آن بیشتر به یک برنامه شو و نمایشی شباهت دارد تا «تاکشو». این برنامه سعی دارد تا جريان استعدادیابی را از ابتدا و نقطه صفر با مردم تمرین کند و همراه با آنها حرکت کند. هر اتفاقی هم که در برنامه میافتد، براساس موضوعاتی است که مردم به آن توجه میکنند. یعنی اگر ما فیلمهای خوبی در برنامه پخش کنیم و همه از آنها استقبال کنند، به این خاطر است که مردم فیلمهای خوبی فرستادهاند و اگر از فیلمهای ضعیف و بیکیفیتی در برنامه استفاده کنیم، مجددا آنها برایمان ارسال کردهاند.
جایگاه مجری در این برنامه چقدر تحتتاثیر ساختار آن قرار گرفته است؟
در این برنامه جایگاه مجری نسبت به گوینده صرفی که همیشه فقط خودش در برنامههای تلویزیون صحبت کرده و مردم همیشه بهعنوان شنونده، حرفهای او را گوش دادهاند، تغییر پیدا کرده است. ساختار این برنامه به شکلی است که مخاطب میتواند همسطح با مجری در برنامه نقش محوری داشته باشد. او به راحتی میتواند درباره برخی از موضوعات و مسائلی که در جامعه اتفاق میافتد نظر بدهد و حتی فیلمهایی را هم پيرامون موضوعاتى که دوست دارد، تهیه کند و برایمان بفرستد. مثلا اگر کسی درباره زایندهرود بحث و ایده ای دارد، میتواند به سمت این رودخانه برود و مشکلات آن را واژه به واژه مطرح کند تا مردم هم نسبت به وضعیت آن اطلاعات بیشتری پيدا کنند.
بر همین اساس ما شرایطی را برای مردم و مخاطبان در این برنامه فراهم کرده ایم تا به شکل صادقانهای درباره هر موضوعی صحبت کنند. فکر می کنم تلفیقی که بین فضای مجازی اجتماعی و فضای رسانهای در این برنامه ایجاد کرده ایم بیشتر به شکل گیری این جریان دامن زده است.
بهنظر میرسد در این برنامه بیشتر به دنبال آزمون و خطا و تجربه کردن و ايجاد ساختارهاى نو در قالب يک برنامه تلويزيونى بودهايد.
بدونشک ما چارهای جز آزمون و خطاکردن برای ساخت این برنامه نداشتیم. چون نمونه موفق یا بهتر بگویم کمتر نمونهای از مدل این نوع برنامه در تلویزیون ساخته شده بود تا آن را الگوی خود قرار دهیم و برنامه را با آن مقایسه کنیم. بر همین اساس کاملا تجربی این برنامه را ساختیم. اما سعی کردیم در همین راه هم صادقانه عمل کنیم و تا جایی که ممکن است واقعیتهای جامعه امروز را مطرح کنیم. واقعیتها و دغدغههای جامعه را با هم ببینیم و در موردشان نظر بدهیم و اگر نگرانى بابت این اتفاقها و جريانها داریم، آنها را برای مردم مطرح کنیم و منتظر دریافتها و نظراتشان باشیم.
استعدادهاى اين برنامه بيشتر از میان کدام یک از اقشار جامعه جامعه انتخاب مىشوند؟
یکی از ایرادات بزرگی که ما در طول سالهای گذشته در رسانه همیشه به ذهن مردم دیکته کردهایم، این است که هر زمان از ستاره حرف زدیم و به آن پرداختیم، سراغ ستارههای سینما و ورزش رفتیم. ناخودآگاه این مسأله به یک باور در ذهن مخاطب تبدیل شده است. متاسفانه مردم تصور می کنند، ستاره یعنی کسی که در سینما، موسیقی و ورزش فعالیت کند و در حرفهاش آدم مطرحى باشد. درحالیکه به نظرم اگر یک نانوا هم در تولید محصولش نوآوری و خلاقیت خاصی را از خود نشان دهد و آن را با مهارت خاصى به دست مشترى برساند، یک ستاره است. چون کار متفاوتی انجام داده و آدم مهمی است.
البته ممکن است که در برخی از قسمتهای این برنامه هم مثل سایر برنامههای دیگر، از یکسری ستارههای معروف هنر و ورزش هم دعوت کنیم. چون فکر میکنم هنوز هم مردم علاقه دارند تا ستارههای عرصه سینما و ورزش را بیشتر بشناسند. ولی ما نهايت تلاشمان را انجام میدهیم تا مردم بعد از تماشاى 30 ، 40 قسمت از برنامه، با مفهوم ستاره به معنای دیگری آشنا شوند. این اتفاق در سایر کشورهای پیشرفته جهان میافتد. وقتی امروز یک نویسنده در دنیا از صد تا ستاره سینما معروف و تأثیرگذارتر و البته محبوبیتش نسبت به آنها دوچندان است، بدونشک ما هم میتوانیم ذهنیت مردم را نسبت به واژه ستاره تغییر دهیم.
اما همانطور که می دانید اکثر مردم، ستارههای سینما را معروف و محبوبتر از یک نویسنده يا نانوا میدانند و خواه یا ناخواه این مسأله به یک باور بزرگ تبدیل شده است!
بله، اما همانطور که گفتم ما در این برنامه تلاش خودمان را انجام میدهیم تا این باور غلط و اشتباهی که آسيبهای فرهنگی بزرگی را به کشورمان وارد کرده است و متاسفانه فضای رسانهای هم تاکنون به اهمیت این موضوع کمک کرده را تغییر دهیم و بیشتر به این مساله بپردازیم که ستاره الزاما یک بازیگر، خواننده و ورزشکار نیست!
برای انتقال این مفهوم تاکنون چه اقداماتی انجام دادهاید؟
ما در سومین قسمت از برنامه از مخاطبانمان خواستیم تا با ما مشارکتی داشته باشند و دکورمان را خودشان طراحی کنند. آنها این کار را انجام دادند و ما هم از بین آثار ارسالی، بهترین ایده و طرح را معرفی و صاحبان شان را به برنامه دعوت کردیم. بر همین اساس ما یک فضای مجازی و اتاق فکرهای بزرگی را راهاندازی کردیم تا مردم درباره حوزه کار تخصصیشان بیشتر حرف بزنند و ما بیشتر متوجه حضور آنها باشیم.
بعد از این هم اگر هر شخصی علاقه مند است تا با ما همکاری کند، از فعالان سازمانهای دولتی و مسئولان گرفته تا مطبوعاتیها، میتوانند به ما طرحها و ایدههایی ارایه دهند تا ما از طریق برنامه و اپلیکیشنمان امکان مطرح کردن ایده هایشان را فراهم کنیم.
تاکنون کدام یک از اقشار جامعه با برنامهتان ارتباط برقرار کردهاند و نحوه برخوردشان با آن به چه شکل بوده است؟
استقبال مخاطبان ما در یکی، دو ماه گذشته و با توجه به زمان و ساعت پخش آن، خدا را شکر خیلی زیاد بوده است. بهگونهای که در ابتدا اکثر بچههای تیم «ستاره شو» از این استقبال دچار شوک و غافلگیری بزرگی شدند. چون طبق استراتژی و طرحی که برنامهریزی کرده بودیم، فکر نمیکردیم با این هجمه از مخاطب و کاربر روبهرو شویم.
اما به نظرم برخوردهایی که نسبت به برنامه ما شکل گرفته است، از دو حالت خارج نیست. برخی جوانهایی بودند که به خاطر سواد و دانششان موضوع ما را درک کردند و استقبال فوقالعاده و گرمی از خود نشان دادند. عدهای هم مخاطبانی بودند که براساس شکل و شیوههای قدیمی و سنتی برنامه ما را دنبال کردند. با این که این دسته نسبت به برنامه ما خیلی انتقاد داشتند اما انتقاد آنها برای من کاملا احترام برانگیز و قابل ستایش بود. بر همین اساس معتقدم که مخاطبان «ستارهشو» بین صفر تا صد قرار دارند؛ یعنی یا خیلی از برنامه و حرفمان خوششان آمده است یا اصلا هیچ ارتباطی با آن برقرار نکردند و تا کنون برخورد سردی نسبت به پخش آن داشته اند.