شماره ۴۴۶ | ۱۳۹۳ يکشنبه ۱۶ آذر
صفحه را ببند
پولدارها، دیگران!

سوشیانس شجاعی‌فرد طنزنویس

[email protected]

نشریه بیزینس اینسایدر، مقاله‌ای منتشر کرده است درباره تفاوت نگاه پولدارها و بی‌پول‌ها به زندگی. خب، لابد توقع دارید بنده بیایم در ستون طنزم بگویم که آن مقاله چه بوده و چه گفته! زهی خیال باطل! بفرمایید صفحه اقتصادی، بفرمایید آقا این‌جا تجمع نکنید، بفرمایید! آقا پسر موقشنگه، با شما هستم، میام با ون جمعت می‌کنم می‌برمت‌ها! این‌جا ستون طنز است، بنابر این بنده به جای مقاله بیزینس اینسایدر، نظریات آقا مجید اسکونت – بزرگ خاندان چک خرد‌کن‌ها – را برایتان منعکس می‌کنم، قطعا عایدیتان بیشتر از صفحه اقتصادی خواهد بود! آقا مجید اسکونتی که در کار نقد کردن چک‌های مدت‌دار و خرید و فروش ارز است و البته همه این کارها را در حجره کتاب قدیمی‌فروشی خود انجام می‌دهد، نظراتی دارد به این شرح:
آدم‌های پولدار خودخواهند! اصلاح‌طلب نیستند! قصد اصلاح دنیا را ندارند! قصد پر کردن حساب خودشان را دارند! مثل بنده و شما دنبال فرهنگ و طنز و مطالب این ستون پایینی و اون ستون آنوری که شعر نوشته و آن یکی ستون پایین سمت چپ، نه آن پایینی، بغلیش، آره همان، مشتری آن هم نیستند! یا سرشان توی آگهی‌هاست، یا فوقش اگر نگاهی به صفحه آخر بیندازند، ستون آب و هوا را نگاه می‌کنند که ببینند آخر هفته شمال بروند یا لواسان! پس خودخواه باشید!
آدم‌های معمولی فکر می‌کنند برای ثروتمند شدن باید زحمت کشید، باید دود چراغ خورد، باید پله‌پله درجات ترقی را طی کرد. اما آدم‌های پولدار، اعتقادی به اینها ندارند، آنها سوار آسانسور ترقی می‌شوند. این آسانسور را خودشان از آلمان وارد کرده‌اند! نیازی هم به درس خواندن نیست! وقتی سوار آسانسور ترقی شدی، می‌توانی یک مهندس را استخدام کنی که بیاید آسانسورت را نگهداری کند!
برای آدم‌های معمولی همه راهها به رم ختم می‌شود، برای پولدارها به چین!
آدم‌های معمولی مدام حسرت دورانی را می‌خورند که چلوکباب و سبزی و دوغ می‌شد چند؟! 3 تومن! می‌رفتیم لاله‌زار... بیب و بیب و بیب، چند؟! هفت تومن! یادش بخیر! آدم‌های معمولی در خاطرات گذشته سیر می‌کنند! آدم‌های پولدار برای آینده رویا‌پردازی و برنامه‌ریزی می‌کنند، مثلا نوروز 94 برویم تایلند مناظر طبیعی ببینیم یا برویم چین نمایشگاه فلان و بهمان؟! رویاپردازی کار آدم‌های
پولدار است.
آدم‌های معمولی به دنبال معجزه‌ای برای
پولدار شدن هستند و منتظرند این معجزه از آسمان بیاید! اما ثروتمندان می‌دانند ایران پر از این معجزات و اتفاقات عجیب و غریب است! مثلا یکهو گذاشتن کلاه ایمنی برای موتورسواران اجباری می‌شود! اگر شما یک هفته قبل از طریق دوستانتان خبردار شوید، می‌توانید کل کلاه کاسکت‌های بازار را بخرید و بعدا به دو برابر قیمت بفروشید! این معجزه است! شما می‌توانید از طریق دوستانتان در شهرداری از فروش تراکم یا تغییر کاربری یا دیگر معجزات یهویی ادارات خبردار شوید و یک شبه پولدار شوید! شما برای درک معجزات، به رفقای با نفوذ احتیاج دارید! همین!
افراد معمولی آرزوهای معمولی دارند، آدم‌های ثروتمند، آرزوهای بزرگ! مثلا به یک نفر می‌گویند بزرگترین آرزویت چیست؟ می‌گوید دیدن حسین رضازاده! ولی خود رضازاده آرزوهای بزرگتری دارد که او را جزو ثروتمندان نموده است! وقتی هم به او می‌گویند یا شورای شهر یا فدراسیون وزنه‌برداری درنهایت خشوع و تواضع می‌گوید ترجیح می‌دهم هم در شورای شهر باشم هم در وزنه‌برداری! اما تابع قانونم! گویا افراد ثروتمند، خوش‌اشتها هم هستند!


تعداد بازدید :  321