شماره ۴۴۶ | ۱۳۹۳ يکشنبه ۱۶ آذر
صفحه را ببند
استراتژي ايران در عراق تغيير نكرده است

متين مسلم كارشناس روابط بين‌الملل


مقامات عاليرتبه پنتاگون مجددا تأكيد كرده‌اند، نيروي هوايي ايران عمليات گسترده‌اي عليه مواضع ارتش داعش انجام و پايگاه‌هاي اين گروه نظامي شبه‌كلاسيك در خاك عراق و در نزديكي مرز‌هاي ايران را مورد هدف قرار داده‌اند. تأكيد وزارت دفاع پس از آن صورت مي‌گيرد كه اواسط هفته گذشته براي اولين‌بار دریادار جان کربی سخنگوی پنتاگون، گزارش‌هاي منتشره از سوي برخي منابع خبري و نظامي مبني بر مشاهده يك فروند بمب‌افكن «اف 4» ايران بر فراز خاك عراق را تأييد كرد. كربي اما گفت: «ما از اين عمليات خبر نداشتيم، هرچند نگران آن هم نيستيم. ايالات متحده اين‌گونه اقدامات ايران در خاك عراق را به چالش نمي‌كشد.» متقابلا ارشدترين مقامات نظامي و سياسي در تهران اين‌گونه گزارشات را تأييد نكرده و مي‌گويند «نيروهاي مسلح ايران با هیچ نیروی نظامی یا ائتلاف به رهبری ایالات متحده همکاری نكرده و نخواهند كرد.» روز گذشته  گاردین به نقل ازيك مقام ارشد وزارت خارجه ايران، انجام اين حملات را تاييد كرد. ابراهیم رحیم پور معاون آسیا اقیانوسیه وزارت خارجه ایران گفته است: «حملات هوایی در راستای دفاع از منافع دوستانمان در عراق انجام شد.»   وی افزود: «در حملات هوایی علیه داعش،ما هیچ هماهنگی با آمریکایی ها نداریم. تنها با دولت عراق هماهنگي هاي لازم را کرده‌ایم.» بحران عراق و تحرکات نظامي علیه داعش روابط ايران و ايالات متحده را بار ديگر به خبر روز محافل خبري و سياسي تبديل كرده است. اما اين‌بار نه به خاطر بحران اتمي، كه بر سر پرواز عملیاتی یک يا چند فروند بمب‌افکن ایران بر فراز خاك عراق و مشخصا مواضع و استحكامات ارتش داعش در شرق اين كشور. صرف‌نظر از صحت خبر عمليات هوايي يا عدم آن و نيز هرگونه قضاوتي كه ممكن است تهران و واشنگتن نسبت به يكديگر داشته باشند، واقعيت آن است كه دو کشور مدت‌هاست به اين نتيجه رسيده‌اند آنچه در عراق مي‌گذرد، نه صرفا به دلیل موقعيت آن در منطقه (كه البته به نوبه خود بسيار مهم است)، كه عمدتا به علت حساسيت‌ها و تبعات گسترده تحولات سرنوشت‌ساز فعلي، اولا تهران و واشنگتن اگر هم بخواهند، نمی‌توانند نسبت به وضع جاري و نیز موقعیت منافعی خود بی‌تفاوت باشند. ثانیا، آينده منطقه عربي و نه فقط خليج‌فارس دقيقا با تحولات كنوني عراق گره خورده است. آنچه اكنون طرفين در 3 حوزه سياسي، نظامي و امنيتي عراق در دست دارند يا درصدد به دست آوردن آنها هستند، نقش تعيين‌كننده‌اي براي دارنده آنها در بازي بزرگ پيش روي خليج‌فارس و خاورميانه عربي ايفا خواهد كرد. البته حساسیت‌ها از جانب واشنگتن كه عملا سیاستی انفعالی و نامشخص در خاورميانه و مشخصا عراق در پيش گرفته، به نحو قابل‌توجهی بیشتر است. چرا که كاخ‌سفيد به‌درستي نمي‌داند درحالي‌كه هيچ امیدی حتی کوتاه‌مدت به متحدان عرب برای تأمين امنيت و ایجاد ثبات درمنطقه ندارد، چگونه می‌تواند نفوذ گسترده ایران در همسایه غربي‌اش را مهار کرده یا با آن کنار بیاید. حس روانی آزاردهنده‌ای است!. یک تحلیلگر ارشد غربی امور اعراب مقیم دوحه می‌گوید: «ضرورت توجه حساب‌شده واشنگتن به تهران و متقابلا عادت دیرینه پر سود دشمني برخی اعراب خليج‌فارس با ایران، اكنون به بزرگترين چالش پيش روي ايالات متحده تبديل شده است، پرزيدنت اوباما و جان كري ديگر نمي‌دانند چه بايد بكنند. تصميمات متعدد، سياست‌هاي متناقض و متضاد، آخر سر هم «هيچ و سردرگمي!». اما آنچه به امروز مربوط مي‌شود، پنتاگون مي‌گويد ایران بمب‌افکن‌هاي عملیاتی «اف 4» را در نزدیکی مرزهای خود با عراق و عليه داعش به پرواز درآورده است. خب، این موضوع با توجه به شرایط عراق حاوی چه نکته مهمی است؟ و چه اصراری داریم نتیجه‌ای غیرمتعارف از آن بگیریم؟ در حجم وسيع وقايع و عمليات نظامي در عراق که شاهد آن هستیم این موضوع چه اهميتي دارد؟ درحالي‌كه از اوايل ماه اوت تاكنون صدها عمليات مشابه از سوي ائتلاف ضدداعش به رهبري ايالات متحده عليه داعش صورت گرفته است؟ آيا اصرار داريم بگوييم ايران به صورت غیررسمی، تمايل خود را به همراهي با ائتلاف ضدداعش با به پرواز در آوردن يك يا چند فروند بمب‌افكن به نمايش گذاشته است؟ آيا تهران با اين اقدام، آشكارترين پيام هدف‌دار سياسي کاربردی خود مبني بر اين‌كه «بازيگر اصلي در عراق ايران است» را به واشنگتن و مشخصا كنگره ارسال كرده است؟ اين را دقيقا و به درستي نمي‌دانم. اما بحث پيرامون آینده عراق و نقش تهران و واشنگتن در منطقه به دليل اهميت استراتژيك و پايدار آن، نمي‌تواند بر اين‌گونه مفروضات سوالی قرار داده شود، چراكه خیلی از استحكام زيادي در منطق تحليلي و محاسباتي برخوردار نيستند. اولا، مواضع ايران در قبال تحولات عراق (صرف‌نظر از چگونگي آنها) حداقل براي ايالات متحده ابهامي ندارد كه حال با پرواز يك فروند هواپيماي نظامي رفع شده باشد. دوم، مقام‌هاي ارشد سياسي و نظامي ايران انجام چنين پروازي را به اعتبار اين‌كه ممکن است نوعي همراهي با ائتلاف ضدداعش به رهبري آمريكا از آن تعبير و برداشت شود تأیید نكرده‌اند. اما فکر می‌کنم یک نکته قطعی است. انجام این پرواز يا پرواز‌هاي بحث‌برانگیز، مستقل و جدای از برداشت ایالات متحده از آن یک بحث است، بهره‌برداری که ائتلاف ضدداعش و واشنگتن از آن دارند يا اصرار دارند داشته باشند بحثی دیگر، که می‌تواند هیچ ربطی به اصل خبر و اهميت ذاتي آن نداشته باشد. این دو لازم است از هم تفکیک شوند. امير عبداللهيان معاون پرقدرت وزير خارجه ايران در امور عربي مي‌گويد: «ايران كمر داعش را شكسته است.» پر واضح است سخنان او بياني آشكار از نتيجه فرآيندي است كه تهران حداقل از اوايل ماه ژوئن و همزمان با آغاز عمليات نظامي داعش و انفعال واشنگتن در قبال آن در عراق آغاز و دنبال كرد. مقامات ارشد در بغداد و مسئولان نظامي و امنيتي دولت اقليم كردستان نیز تصريح كرده‌اند از همان اوايل درگيري‌ها در استان‌هاي صلاح‌الدين و الانبار در ماه‌های ژوئن و جولاي، خصوصا جنگ‌هاي موصل در ماه اوت، واكنش ايران سرنوشت جنگ را تعيين كرد. لذا اكنون دليل محكم و قابل قبولي در دست نیست كه بپذيريم ايران استراتژي خود در عراق را آن هم با به پرواز درآوردن چند هواپیمای نظامی تغيير داده است. با نگاه به گذشته یک نکته را فراموش نکنیم. هنگام نشست امنيتي پاريس در اواسط ماه سپتامبر، به‌رغم اصرار بسیاری و مشخصا دبیرکل سازمان ملل، واشنگتن تلاش کرد تهران را عملا در عراق نديده بگيرد. اشتباهی که در نشست 3روز پيش بروکسل تکرار شد. مشخص نیست کاخ‌سفید و وزارت خارجه خود به این نتیجه رسیدند يا تحت فشار اعراب خليج‌فارس «ناچار» به اتخاذ اين تصميم شدند؟ اكنون ديگر اهميتي ندارد. اما اگر «ناچاري» بخشي از منطق پراگماتيك در ديپلماسي است – كه لاجرم غیر از این هم نمي‌تواند باشد – پس اكنون کاخ‌سفید می‌تواند (ناچار) تصميمي مشابه اما برعكس اتخاذ کند.


تعداد بازدید :  246