| مهین سهرابی | استاد دانشگاه |
جامعه ایران که هر روز در حال تحول است و به جستوجوی خود در دنیای مدرن میگردد (تفکرات و سبک جدیدی از زندگی را تجربه میکند) در حال سرگشتگی است. در چنین شرایطی صنایعدستی میتواند با حضور پررنگ خود در زندگی ما ایرانیان به جامعه ایران هویت و استقرار هویتی اعطا کند. رسانه در این بین نهتنها در مورد صنایعدستی بلکه در مفهوم کلی میتواند پیرامون سبک زندگی نیز راههای جدیدی پیشروی مردم کشورمان قرار دهد. این در حالی است که صنایعدستی در رسانههایهای ما مغفول مانده است. در حال حاضر آنچه در بیشتر برنامههای رسانهای با آن مواجهیم همین حالت پسزدگی را نشان میدهد. گویی این رفتارهای رسانهای با سلیقه مخاطب همراه نشده و مردم به این برداشت رسیدهاند که صنایعدستی یک چیز دمده، قدیمی، کهنه و تکراری است. اگر بخواهیم به شیوه درست عمل کنیم باید فضایی را پیشروی مخاطب قرار دهیم که حس وجود حق انتخاب به او القا شود. جهت فراهم کردن چنین وضعیتی باید در فضای انتخابی که برای مخاطب فراهم میکنیم برخی فاکتورها را برجستهتر کنیم تا او مجاب شود این انتخاب را انجام دهد. راه غلط در چنین شرایطی فراهم کردن یک فضای تحمیلی و دیکته شده برای اوست. تا امروز نحوه برخورد ما طوری بوده که همین حس دیکته شدن را به مخاطب القا کرده و به همین خاطر او خود را کنار میکشد. نقطه ورود به بحث تبلیغات و رسانهای شدن موضوع صنایعدستی این است که سیستمی هماهنگ بین فرآیند تولید و نظام تبلیغاتی برقرار شود. این دو باید بهصورت توام و هماهنگ پیش بروند تا آنجا که اگر تمام اصول نظام تبلیغاتی را به بازی بگیریم اما صنایعدستی نتواند خود را در فرآیند تولید با آنچه نیاز امروز است، هماهنگ کند قطعا به موفقیتی دست پیدا نخواهیم کرد. در بخش طراحی و تولید نیازمند تحول اساسی هستیم تا آنجا که مخاطبشناسی موردنظر باید انجام شود و با مطالعه دقیق بتوانیم نیازهای مخاطب را بشناسیم و آنها را شکار کنیم. در این زمینه به یک تحول اساسی برای بهروز کردن صنایعدستی محتاجیم. بگذارید در اینباره مثالی بیاورم: خیلی اوقات شاهد رفتارهای غیرصحیح تلویزیون در مورد معرفی صنایعدستی هستیم تا آنجا که گزینشهای انجام شده برای استفاده از این هنرها، اساس درستی ندارد و بیشتر شبیه برداشت اتفاقی از یک موضوع است. بیشتر صنایعدستی بهعنوان دکور در گفتوگوهای فلسفی و برنامههای دینی به کار میرود. البته که صنایعدستی یک هنر اسلامی است اما میتوان از آن در بخشها و برنامههای دیگر هم استفاده کرد. این در حالی است که در دنیای مد از الگوهای سنتی و پارچههای سنتی بهرههای زیادی میبرند و با توجه به نیازهای روز استقبال از این کارها را افزایش میدهند. اما ما در کارهای خود صنایعدستی را در یک خانواده خاص قرار دادهایم و فقط در برنامههای خاص از آن استفاده کردهایم. در صورتی که با مخاطبشناسی درست میتوان حتی صنایعدستی را روی بستههای آب معدنی هم استفاده کرد. با توجه به اینکه میدانیم افراد سرمایهگذار و فرهنگی در جامعه داریم که میخواهند جامعه با رشد فرهنگی و اقتصادی مواجه شود. میخواهم به آنها بگویم در وادی صنایعدستی پتانسیل مناسبی برای اسپانسر شدن و سرمایهگذاری وجود دارد. آنها میتوانند در این بخش سرمایهگذاری کنند و انواع بهرههای مثبت را ببرند. این مقوله میتواند زمینه را برای فرهنگسازی، بهبود شرایط اقتصادی و اشتغالزایی فراهم کند. تنها لازم است یک برنامه نظاممند و سیستماتیک پیشبینی شود.