| سیدمحمدحسین جوادی | عضو انجمن مددکاری |
هر اندازه که در یک جامعه سرمایهاجتماعی بیشتر باشد، مشارکت اجتماعی مردم در فرآیندهای اجتماعی بالا میرود و همین اتفاق باعث میشود تا موضوع داوطلبی معنا و مفهومی تازه پیدا کند. اگر سرمایه اجتماعی بیشتر باشد ما میتوانیم امیدوار باشیم که در کشور، داوطلبی باکیفیتتری داشته باشیم. اگر بخواهیم در آستانه روز داوطلب، چشماندازی از این موضوع در کشور ارایه کنیم، باید بگوییم وضع داوطلبی در کشور به لحاظ کمی مناسب است. ما مردم زیادی در کشورمان داریم که انگیزه انجام کار خیر و کمک به همنوع آنها را ترغیب کرده تا جذب نهادهایی شوند که به داوطلب نیاز دارند. ارگانهایی مانند هلالاحمر، بهزیستی و ارگانهای زیستمحیطی از نظر نیروی داوطلب مشکلی ندارند اما آنچیزی که داوطلبی را در کشور با مشکل مواجه کرده، معنای واقعی این کلمه و کیفیت و اثربخشی آن است. این موضوع شاید در قیاس با دیگر کشورها کمی روشنتر شود. واقعیت این است که در کشورهای توسعهیافته وقتی یک فرد داوطلب میشود، تعهد واقعی نسبت به آن سازمان پیدا میکند و در تمام فرآیندهایی که آن سازمان یا نهاد انجام میدهد، حضور جدی دارد. در ایران اما داوطلبی تنها یک عنوان است. خیلی از داوطلبان بهدلیل مشغلههای گوناگون کمتر فرصت میکنند تا بخشی از زمان خود را صرف کارهای جدی و داوطلبی کنند. همین اتفاق باعث میشود تا از داوطلبی تنها یک عنوان باقی بماند. راههایی اما وجود دارد که میتوان این موضوع را تا حدودی مرتفع کرد. اگر قرار باشد داوطلبی به لحاظ کیفی درست شود مهمترین اقدام این است که ما روی اعتماد اجتماعی کار کنیم.
آیتمهایی که سرمایهاجتماعی را میسازد، مشارکت و اعتماد اجتماعی است. مردم اگر واقعا به سازمان یا نهادی اعتماد داشته باشند، وارد کارهای خیر میشوند. این اعتماد از آنجایی نشأت میگیرد که باید نشان دهد یک فعالیت داوطلبی هیچ هدف سیاسی ندارد یا سازمانها اهداف شخصی خود را دنبال نمیکنند. دومین مسأله هم این است که زمینههای مشارکت بهدرستی فراهم شود. متاسفانه در ایران خیلی از فعالیتهای داوطلبی بهصورت کلیشهای تعریف شده است. همین اتفاق اجازه نمیدهد که داوطلبی بهصورت اصولی و درست پیش برود. بهعنوان مثال در کشور ما هیچ تفاوتی بین فعالیتهای استاد دانشگاهی که داوطلب است با یک دانشجوی عادی وجود ندارد و همین تخصصینبودن فعالیتهای داوطلبی باعث میشود تا ارتقای داوطلبی ابتر بماند.
یکی دیگر از نکاتی که باید درمورد داوطلبی مورد توجه قرار گیرد، نهادها و زمینههایی است که باید مشارکت جدی در آنها بیشتر باشد. ما امروزه در بحث معضلات اجتماعی و زیستمحیطی این نیاز را بیش از هر زمان دیگری احساس میکنیم. مسالهای مثل اعتیاد که امنیت اجتماعی را تحتتأثیر قرار داده به داوطلبان جوانی نیاز دارد که برای این کار زمان زیادی داشته باشند. مسأله اعتیاد با وجود 20هزار درمانگر و وجود چند موسسه و «انجیاو» حل نمیشود و مشارکت بیشتری را میطلبد یا حتی مسائل زیستمحیطی نیز که این روزها دغدغه خیلی از مردم شده به داوطلبانی نیاز دارد که به صورت جدی در این زمینه کار کنند. بهنظر میرسد حتی در خیلی از حوزهها میتوان نیروهای داوطلب زن بیشتری جذب کرد تا به جامعه کمک کنند. امروزه در جامعه در بحث رشد و تکامل یکپارچه کودکان وضع مناسبی نداریم. آموزشهای خارج از مدرسه و پیش از دبستان تنها محدود به بچههایی میشود که به مهدکودک میروند و این تعداد کودک تنها 20درصد از کل کودکانی است که به این آموزشها نیاز دارند. فعالیت مناسب در این زمینه و جذب داوطلبان بهخصوص زنان میتواند این معضل را در کشور حل کند. شاید جالب باشد که بدانید درمورد همین مسأله در کشور کوبا 4میلیون زن داوطلب گردهم آمدهاند تا بتوانند برای آموزش کودکان پیش از دبستان یک فعالیت اجتماعی و البته اصولی انجام دهند. نمونه چنین فعالیتهایی در دنیا که اتفاقا کم هم نیست میتواند ما را به استانداردهای درست و اصولی داوطلبی در کشور نزدیک کند.
در پایان امیدوارم روز جهانی داوطلب فرصت خوبی باشد برای اینکه بتوانیم فرهنگ داوطلبی را هرچه بهتر بین مردم ایجاد و آنها را در این کار مهم و خیرخواهانه شریک کنیم.
واقعیت این است که در کشورهای توسعهیافته وقتی یک فرد داوطلب میشود، تعهد واقعی نسبت به آن سازمان پیدا میکند و در تمام فرآیندهایی که آن سازمان یا نهاد انجام میدهد، حضور جدی دارد. در ایران اما داوطلبی تنها یک عنوان است. خیلی از داوطلبان بهدلیل مشغلههای گوناگون کمتر فرصت میکنند تا بخشی از زمان خود را صرف کارهای جدی و داوطلبی کنند
آیتمهایی که سرمایهاجتماعی را میسازد، مشارکت و اعتماد اجتماعی است. مردم اگر واقعا به سازمان یا نهادی اعتماد داشته باشند، وارد کارهای خیر میشوند. این اعتماد از آنجایی نشأت میگیرد که باید نشان دهد یک فعالیت داوطلبی هیچ هدف سیاسی ندارد یا سازمانها اهداف شخصی خود را دنبال نمیکنند.