حمیدرضا طهماسبیپور دبیر گروه اقتصادی
104سال پیش استخراج نفت در مناطق جنوبی کشور شروع شد. نعمتی خدادادی که با رنگ سیاهش، سفیدی عجیبی به زندگی ایرانیان داد و یک کشور عقبافتاده اقتصادی را در زمان کوتاهی به مرزهای پیشرفت نزدیک کرد. همین سفیدی طلای سیاه آنقدر برای اقتصاد ایران شیرین بود که در مدت کوتاهی، نفت منبع اصلی درآمد ایران و پایه اقتصاد تکمحصولی شد.
در قرن اخیر، آنقدر اقتصاد ایران به این پایه وابسته شد که هنوز هم کوچکترین نوسان قیمت نفت، سرنوشت بودجه و زندگی مردم ایران را تغییر میدهد. همین نکته دلیلی است بر اهمیت ذاتی تولید این ثروت خدادادی و حراست از این داشته مهم اقتصاد ایران؛ بر این اساس فارغ از چراییهای رانتیر بودن اقتصاد ایران با محوریت نفت باید درباره صیانت از تولید نفت بیشتر گفت و پرسید.
با وجود دههها تلاش دولتی (دستکم در شعارها) برای کاهش وابستگی به نفت، خوشبینانهترین دیدگاه هم تأیید نمیکند که طی سالهای نزدیک بتوان وابستگی به این محصول پرارزش را کم کرد. بر همین پایه حفظ وضع موجود در تولید نفت و توسعه مخازن هیدروکربوری کشفشده مهمتر جلوه میکند، زیرا اگر حراست از سطح تولید و مخازن نفتی دغدغه اساسی کشور نباشد حتی وضع موجود ادامه نمییابد و ذخایر کشور همچون طلایی سیاه در چاههای نفت دفن میشود. با آنکه نگاه مدیران کشور همیشه تولید نفت با حفظ استانداردهای برداشت بوده اما طی سالهای اخیر خبرهایی رسید که نشان میداد تولید صیانتی ذخایر خدادادی کشور جدی گرفته نشده و در برخی مقاطع، کوتاهیهایی دراین بخش وجود داشته که به کاهش میانگین برداشت از چاههای نفت کشور منجر شده است. اظهارنظرهایی که بر این خطر تأکید دارد، با تأیید برخی مسئولان دوره پیش داغ شد و نوک پیکان انتقاد را به سمت آنها هدایت کرد تا این نکته پرسیده شود که عدم سرمایهگذاری و صیانت از چاههای نفتی کشور، مربوط به چندسال اخیر است یا چند دهه اخیر؟ القصه که با باز شدن ماجرا، روشن شد که چشمانداز نفت برخی دولتها و در مقاطعی کسب درآمد بوده و نقص امروز صنعت نفت (که همانا کمکاری درتولید صیانتی نفت است) موضوعی ریشهدار و تاریخی است که فقط مربوط به سالهای اخیر نیست. دراین گزارش برخی زوایای نادیده بخش را مرور خواهیم کرد.
کاهش بازده چاهها و تولید صیانتی
از نظر مفاهیم مهندسی مخزن، تولید صیانتی به تولیدی اطلاق میشود که بالاترین تولید را با دو ویژگی داشته باشد. این تولید باید قابل برنامهریزی برای درازمدت و دارای بازیافت حداکثری از مخازن نفتی باشد. به زبان ساده، در این روش تولیدی تداوم و رشد تولید نفت در سالهای آینده مدنظر است؛ روشی که وابسته به پایداری فشار مخازن است. این هدف هم با تزریق به موقع و حجم کافی گاز امکانپذیر خواهد بود. افت طبیعی مخازن، افت طبیعی چاهها و عدم تزریق گاز مهمترین عوامل کاهش تولید نفت هستند. با کاهش فشار چاه یا مخزن، باید تزریق گاز صورت گیرد که اگر گاز تزریق نشود، نهتنها کاهش تولید گریبانگیر صنعت نفت میشود، بلکه بخشی از نفت از دست میرود و از هیچ طریقی نمیتوان آن را جبران کرد؛ به بیانی دیگر، در صورت عدم تزریق گاز نهتنها تولید کاهش مییابد، بلکه بخشی از نفت هم برای همیشه در داخل مخزن حبس میشود که غیرقابل استحصال مدفون میماند.
هماکنون بسیاری از میادین ایران در نیمهدوم عمر خود هستند و همین نکته اجرای سیاست تولید صیانتی را ضروری میکند؛ سیاستی که متاسفانه به دلیل هزینه بالا و حصول نتیجه در بلندمدت، مورد توجه قرار نگرفته است. به عبارت دیگر میادین نفتی ایران، با ضریب بازیافت زیر 30 درصد، بیش از 70درصد نفت موجود مخزن را برای همیشه غیرقابل استحصال میکند تا ثروتسوزی غیرقابل باوری صورت بپذیرد.
ضریب بازیافت پایین نفت ایران
نگاهی به متوسط ضریب برداشت نفت ایران که حدود 24درصد است، نشان میدهد که فرصتسوزی میشود. (این رقم در برخی از میادین چون میدان نفتی سروش حدود 7درصد و در برخی از میادین نفتی چون اهواز حدود 35درصد است)چرا که تزریق گاز به دلیل به سامان نرسیدن طرحهای تزریق گاز و مصرف بالای گاز داخلی، همیشه در ردههای پایانی توجه بوده است. نگاه به ضریب برداشت میادین در آمریکا با عدد 39درصد، درمیادین نفتی دریای شمال (با روش بهبود ضریب بازیافت) با 46درصد و در نروژ که 65درصد است، خود گواهی بر عقبماندن ایران در این حوزههاست.
عدم تحقق 30درصد تزریق گاز
در میادین جنوبی
در سالهای پیش از تشدید تحریم که تولید ایران 3میلیون و 200هزار بشکه بود، تولید صیانتی همواره با مشکلاتی همراه شد که مانع از رسیدن به تولید صیانتی بهصورت کامل شد. در این راستا و همان زمان اعلام شد 30درصد تزریق گاز در میادین جنوبی کشور محقق نشده، که این موضوع یعنی تولید نفت کشور در مناطق نفتخیز صیانتی نبوده و احتمال آسیب به مخازن بالا بوده است. مسعود جباريراد مدير سابق نظارت برتوليد نفت خام شركت ملي نفت ايران دراین خصوص طی گفتوگو با «شهروند» به این موضوع اشاره دارد که «تولید صیانتی بهعنوان الفبای مهندسی مخزن شناخته میشود و اگر میخواهیم تولید منطقی داشته باشیم باید تولیدمان صیانتی باشد.»
جباریراد در این حوزه معتقد است: «محدود بودن منابع و نیاز بازار جهانی در مقاطعی باعث شد تا برخلاف این عزم جدی عملا امکان مناسبی برای انجام تولید صیانتی ایجاد نشود. او که در همان زمان مسئولیت مستقیم در این حوزه داشت بهعنوان نمونه به مقاطعی اشاره دارد که به دلیل کمبود منابع، گاز کمتر به تزریق اختصاص یافت و بیشتر برای استفاده در شبکه گازرسانی مورد مصرف قرار گرفت.»
کمتوجهی تاریخی به حفاظت چاهها
کمتوجهی به تولید صیانتی موضوع بحث امروز نیست و اگر به آمارها نظر کنیم، درمییابیم که در دهه 1940 میانگین تولید روزانه چاههای نفت ایران 18هزار بشکه اعلام شده بود و امروزه با برداشتهای مکرر، متوسط تولید همان چاهها (با فرض توان برداشت) به 2هزار بشکه در روز رسیده است. مدير سابق نظارت بر توليد نفت خام شركت ملي نفت ايران در این خصوص میگوید: «اگر به سوابق تولید نگاه کنیم میبینیم که تولید صیانتی یا ازدیاد برداشت در سالهای قبل از انقلاب هم مغفول واقع شده و عدم رعایت آن باعث شد تا پس از انقلاب با آسیبهای جدی در زمینه تولید نفت مواجه باشیم.» او نمونه هم دارد و میگوید مثال بارز این مسأله در میدان نفتی مارون مشاهده میشود که قبل از انقلاب روزانه 1400هزار بشکه نفت از آن برداشت میشد اما بهدلیل عدم رعایت تولید صیانتی بعد از انقلاب این رقم به 450 تا 500هزار بشکه در روز رسیده است. درطراحی اولیه این موضوع دیده شده بود اما دربرخی دیگر از میادین مانند مارون که ابتدای تولید آن به دهه 40 بر میگردد تولید صیانتی کمتر دیده شد چرا که در آن زمان فقط برداشت مطرح بود و اصلا نمیدانستند که تولید صیانتی چیست.
طول عمر چاهها یا کمتوجهی؟
این انتقاد از گذشتههای دور که نمیتوان آن را به سادگی اثبات یا رد کرد درحالی مطرح شده بود که در زمان مدیریت مسئولان گذشته، بازدهی چاههای نفت درحال کاهش بود. فارغ از این مباحث باید نگاه به آینده داشت و گفت که با صیانت از این مخازن و تزریق به موقع انواع گاز به آنها، میتوان تولید چاهها را به متوسط 6 تا 9هزار بشکه در روز بازگرداند؛ این نکته همان موضوعی است که کارشناسان را بر آن داشته که اعلام کنند، اقدامهای صورتگرفته در زمینه برداشت صیانتی از مخازن نفتی کشورمان مثبت بوده و در صورت اهتمام مسئولان میتوان رویه را اصلاح کرد. زیرا به اعتقاد فعالان این بخش بخشی از این افت ضریب بازیافت، ناشی از طول عمر چاههای ایران است و با اقدامهای گستردهتر میتوان از زیانهای آینده و کشتهشدن تعداد بیشتری از چاههای نفتی جلوگیری کرد.
تزریق گاز در دهه اخیر و برنامه تا سال 93
با تزریق گاز به مخازن نفت، علاوه بر افزایش حجم ذخایر نفت در جای ایران، هزینه استخراج نفت، مرگ زودرس و افت فشار در مخازن پیر و نیمهدومی عمر کشور متوقف میشود ضمن آنکه گاز تزریقشده به نوعی پسانداز بوده و امکان برداشت مجدد آن از مخازن نفت وجود دارد. براساس آمارهای ارایهشده در ترازنامه هیدروکربوری ایران (سال 1385) متوسط تزریق گاز به میدانهای نفتی کشور در فاصله سالهای 1375 تا 1385 بهطور متوسط روزانه 3/71میلیون مترمکعب بوده است. همچنین با توجه به اینکه آمار تزریق آب از سال 1380 در دسترس قرار گرفته، میزان تزریق آب از سال 1380 تا سال 1385 به ترتیب 2/106 و 1/92 و 4/99 و 6/75 و 9/98 و 3/130میلیون بشکه بوده است. در این رابطه پیش از این در دولت گذشته عبدالمحمد دلپریش مدیر برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی نفت با بیان این مطلب که تزریق گاز به میادین نفتی کشور در انتهای برنامه پنجم توسعه (پایان سال 1393) به روزانه 260میلیون متر مکعب خواهد رسید به ایسنا گفته بود: با احتساب اینکه طرح تزریق گاز آغاجری کاملا در سرویس قرار گیرد، ظرفیت تزریق کنونی به حدود 140میلیون متر مکعب در روز میرسد.
دستور ویژه زنگنه و وضع کنونی
مدير برنامهريزي تلفيقي شرکت ملي نفت ايران در سال 92 هم با بيان اين که براساس برنامه پنجم توسعه ضريب بازيافت از ميادين نفت و گاز کشور بايد يکدرصد افزايش يابد، وعده داده بود: براساس برنامه روزانه حدود 150 ميليون متر مکعب گاز بايد به ميدانهاي کشور تزريق شود، اما سال 92 با توجه به شرايط، روزانه حدود 90ميليون متر مکعب گاز به ميدانهاي کشور تزريق شد. همین آمار به خوبی گواهی است بر افت تزریق گاز و تخطی از تولید صیانتی که با تعویق طرحهایی چون آغاجری شکل گرفته است. حالا براساس دستور مرداد ماه 93 بیژن زنگنه وزیر نفت به مدیران عامل شرکتهای ملی نفت و گاز ایران بحث احیای مخازن قدیمی و پیر نفتی، دوباره مطرح شد و افزایش تحویل گاز طبیعی به مخازن نفتی درخواست شد. درهمین خصوص حمید بورد مدیرعامل سابق شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب درباره ثابت نگهداشتن تولید از٦٠٠ پروژه یاد کرده بود که نیاز به تزریق گاز ١٣٠ تا ١٥٠میلیون مترمکعبی در روز دارد که با شرایط کنونی تولید و مصرف گاز در کشور، محقق نمیشود. چرا که به گفته او برنامهها با میزان گازی که اکنون به شرکت ملی مناطق نفت خیز
جنوب تحویل میشود، همخوانی ندارد و مناطق
نفت خیز بهشدت به دنبال تأمین گاز مورد نیاز خود برای تزریق بهصورت پایدار و باثبات است. اما مسئولان حوزه گاز نظری دیگر دارند و معتقدند، هماکنون پتانسیل تزریق روزانه تا سقف ۶۰۰میلیون مترمکعب گاز در مخازن نفتی وجود دارد که تزریق این حجم از گاز در مدت ۳۰سال حجم ذخایر قابل برداشت نفت کشور را از ۱۵۵میلیارد بشکه فعلی به ۲۲۵میلیارد بشکه افزایش میدهد. بهگفته مدیر منطقه یک انتقال گاز ایران تحویل گاز طبیعی به مخازن نفتی در مناطق نفتخیز جنوب از ابتدای سال 93، 27درصد رشد داشته و در آغاجری و اهواز به بیش از ۴.۵میلیارد متر مکعب رسید و در طول چهارماه میزان گاز تزریقی به میادین نفتی کرنج و پارسی با افزایش ۱۵درصدی در مجموع به ۹۰۰میلیون متر مکعب گاز طبیعی رسیده است و همچنین از تزریق ۳۸۰میلیون متر مکعب گاز به میدان نفتی کوپال رشدی حدود ۳۵درصدی را تجربه کرده است.
نکته مغفول در زمان مناسب تزریق
درنهایت با تمام گفته و ناگفتههای این گزارش باید درنظر داشت که در صورت بهینهسازی مصرف گاز در کشور و افزایش سهم تزریق گاز به میدانهای نفتی، ضمن افزایش ضریب بازیافت مخازن نفتی، شرایطی برای صادرات گاز در دهههای آینده فراهم خواهد شد. باید درنظر داشت که تنها تزریق مقدار کافی از گاز به مخازن موجب افزایش ضریب بازیافت نمیشود و لازم است تزریق گاز در زمان مناسبی انجام شود. زیرا زمان طلایی با تأخیر در تزریق گاز به مخازن هیدروکربوری کشور نتایج بدی را برای یک ثروت خدادادی به دنبال دارد؛ ضرری که علاوه بر افت ظرفیت کنونی تولید نفت، موجب کاهش تولید نیز خواهد شد. درنهایت نباید فراموش کرد که اهمیت این موضوع تا آن حد بالاست که تنها افزایش یکدرصدی ضریب بازیافت میادین نفتی کشور، افزایش یکمیلیاردبشکهای نفت تولیدی(در سال) و رشد درآمد به اندازه 6سال بودجه کشور میشود.
