محمدحسین دیزجی غواص و تخریبچی گردان یاسین لشکر 21 امام رضا (ع)
محمدحسن بیا، بیا دوستانت امروز به شهر برگشتند، 28سال است که یک سرزمین منتظر آنهاست، همانهایی که در عملیات کربلای 4 با هم بودید، بیا، دوستانت با دستان بسته آمدهاند، بیا مادرانشان هم آمدهاند، مادر میخواهد فرزندش را در آغوش بگیرد، مادر دستانش باز است، اما پسر، زیبا نیست پسر با دست بسته به آغوش مادر برود، بیا، با دوستان آسمانیات یک امروز را به زمین برگرد، به فرماندهات جلیل محدثیفر، فرمانده شجاع گردان یاسین هم بگو بیاید.
آزادفر، رضایی، رنجبر، نظری و... را هم خبر کن، دست یک آسمانی را فقط یک آسمانی میتواند باز کند. بگذار یک بار با دستان گشوده، مادرانشان را در آغوش بگیرند.
یادت هست وقتی که تو برگشتی، بابا پاهایت را بوسید و مادرمان تو را در آغوش گرفت و بوسید، بیایید دستان این غواصان 27سال خفته در خاک را باز کنید، بگذارید مادران، پدران، برادران و خواهران آنان، یک بار عزیزانشان را در آغوش بگیرند، از آغوش مادرانشان که فارغ شدند، آنها را با خودتان به میهمانی خدا ببرید، رمضان امسال، چه میهمانانی دارد خدا، برادرت محمدحسین دیزجی.