| مصطفی عابدی |
در طول 25 سالي كه از جنگ گذشته، هرازگاهي پيكر پاك تعدادي از شهداي جنگ، كشف و براي تشييع و بزرگداشت به محل سكونت آنان و نيز تهران آورده ميشد و مردم نيز از آنان استقبال و سپس به سوی جايگاه ابدي آنان را بدرقه ميكردند. ولي مشایعت 175 شهید غواص از رنگ دیگری بود و اين بار قضيه فرق داشت. هرچند در شرايط كنوني از آن دشمن بعثي خبري نيست و يكي از آخرين رهبران جنایتکار آنها يعني طارق عزيز نيز چند روز پيش در زندان مُرد و اکنون از ميان دو طرف جنگ تحميلي، يك طرف ماجرا با شكست كامل مواجه شده و سرزمين خود را به زمين سوخته تبديل كرده است، بنابراين استقبال درخشان از اين عزيزان نه فقط به علت كينه و نفرت از دشمن بعثي بود كه هيچكدامشان نيستند و نه حتي نسبت به كشور عراق، كه اكنون دوستان نزديك به ايران در آنجا حكومت ميكنند، بنابراين دليل اين نحوه برخورد مردم چيست؟ سه دلیل را برای این استقبال می توان برشمرد.
پيش از هر چيز وضعيت امروز منطقه كه در آتش جنگهاي داخلي ميسوزد، مردم ايران را دوباره به ياد ريشههاي امنيت و استقلال ميهن آنها يعني جانفشانيهاي رزمندگان در طول 8 سال جنگ تحميلي انداخته است، از اين رو با چنين استقبالي، ميخواهند يك بار ديگر بر آن رفتارها و از خودگذشتگیهای فرزندانشان ارزشگذاري كنند و ياد و خاطره آنان را گرامي دارند، و اين پيام را بدهند كه براي حفظ استقلال و نيز امنيت كشور خود آمادگي هرگونه فداكاري را دارند و قدردان پیشگامان این راه هستند .
علت ديگر نيز وضعيت ويژه اين شهداي گرانقدر است كه با دستان بسته، و برخلاف تمامي مقررات بينالمللي به شهادت رسيدهاند، و رژیم بعث عراق تمامي كينه و نفرت و عقده های خود از شکستهای قبلی را بر روي اين عزيزان خالی کرده است. طبيعي است كه چنين شهادتی متفاوت است با شهادتي كه در حين جنگ و مبادله آتش و در یک رودرویی منصفانه رخ ميدهد. اين برخورد مردم ما، پيام ديگري هم دارد به آنان كه در طول جنگ، چشم بر رفتارهاي غيرقانوني صدام حسین بستند، و جنايت جنگي او را از جمله در بمباران شيمیايي ناديده گرفتند، و حتي كمك هم كردند، و امروز داعيهدار حقوق و اخلاق در روابط بينالمللي شدهاند.
دليل سوم كه بسيار مهم است، وجود شبكههاي اطلاعرساني غيررسمي است. ميدانيم كه صداوسيما به عنوان رسانه فراگير و رسمي، كارآيي خود را نزد مردم از دست داده است، و اعتماد گذشته آن تبديل به سراب شده و ديگر قادر به ايجاد حركت در ميان مردم نيست. در اين مورد خاص، شبكههاي مجازي بودند كه به صورت خودجوش اعضاي خود و ساير مردم را دعوت به همراهي و همدلي و ارج نهادن به شهداي غواص نمودند. اين شبكهها موجب شدند كه مردم بتوانند خارج از مجاري رسمي، ابراز احساسات نمايند و ثابت كنند كه اگر رسانههاي آزاد ميداشتند، حتما همراهي و همدلي بيشتري نيز ميكردند. اين نعمت مهمي است كه اميدواريم كه مسئولين به واسطه وجود برخي مشكلات در این شبکه ها، اقدامي در جهت مواجهه با آنها نكنند و قدر آن را بدانند.
اين استقبال و ارج نهادن، زمينه را براي تقويت همدلي ملي و روحيه ميهندوستي مردم فراهم كرد، ولي حيف كه برخي از نيروها همواره در پي آن هستند كه فرصتها را به تهديد تبديل كنند و با سوءاستفاده از اين تجمع بزرگ مردمي، آن را به ابزاري براي اهداف غيرمنطقي خود مبدل نمايند. برخي از شعارها و پلاكاردهايي كه در مراسم توزيع شد، هرچند اندك بود و از طريق مردم همراهي نميشد، ولي نشان از كوشش براي منحرف كردن اهداف اين مراسم داشت. اين نحوه رفتار نه تنها همدلي ملي را دچار مشكل ميكند، بلكه انگيزههاي مردم را براي مشاركت در مراسم مشابهي كه نشاندهنده روح ملي و هويت جمعي ايرانيان است كم مينمايد و چنين مباد.