| منبع: positivelook.net | برگردان: مجتبی پارسا |
1- بیشتر مردم آزادی را حقیقتا دوست ندارند؛ چراکه آزادی مستلزم مسئولیتپذیری است و بیشتر مردم از مسئولیتپذیری میترسند.
2- قدرت از دل نقاط ضعفات پدید میآید.
3- زندگی، آنچنان که بهنظر ما میآید، برای ما بسیار سخت است. زندگی برای ما دردها، ناامیدیها و وظایف ناممکنی را به بار میآورد. ما نباید برای تحملکردن این ناملایمات، اقدامات تسکیندهنده انجام دهیم... به نظر میرسد 3نوع از این اقدامات عبارتند از: تغییرات شدید که باعث میشود بدبختیهایمان کم شوند؛ خوشیهای جایگزین که بیچارگیهایمان را کم میکند؛ و مواد سرخوشکننده که ما را نسبت به درماندگیهایمان، بیاحساس و بیشعور میکنند.
4- رو راست بودن با خود، تمرین بسیار خوبی است.
5- کلمات، قدرت جادویی دارند. آنها میتوانند بزرگترین شادیها یا عمیقترین نومیدیها و غمها را سبب شوند؛ آنها میتوانند علم را از معلم به دانشآموز انتقال دهند؛ کلمات باعث میشوند که یک سخنران، مخاطبانش را ترغیب کند و تصمیمات و خواستههای خود را به آنها امر کند. کلمات توانایی برانگیختن قویترین احساسات را دارند و باعث فعالیت همه انسانها میشوند.
6- همه ما در ناخودآگاه خود، به نامیرایی یقین داریم.
7- تمدن اولینبار از زمانی شروع شد که یک فرد خشمگین، به جای پرتاب یک تکه سنگ، یک «کلمه» را پرتاب کرد.
8- مردان به همان اندازهای قوی هستند که میتوانند جملهای که با مخالفتکردن با آن ضعیف میشوند را بیان کنند.
9- روزی، در نگاه به گذشته، سالهای سخت و همراه با تقلا، بهعنوان زیباترین چیزها به خاطرت خطور خواهند کرد.
10- احساسات ابراز نشده، هیچگاه نمیمیرند. آنها زنده مدفون میشوند و بعدها در شکلهایی زشتتر ظهور میکنند.