مهدی نجفیخواه کارشناسارشد انسانشناسی
کمبود آب و خشکسالی، سخنرانی دکتر اباذری، جنگ فلسطین و حمله بیرحمانه اسراییل به نوار غزه، آلودگی هوای تهران، کاهش قیمت نفت، اسیدپاشی، خشکشدن زایندهرود، بحران دریاچه ارومیه، تحریمها و مسأله هستهای، ریزگردهای معلق در استانهای غربی کشور بهخصوص در شهر اهواز و... اینها بخشی از مسائلی هستند که در فضای مجازی به صورت مقطعی به آنها پرداخته میشود و در یک دوره کوتاه تبدیل به یک پروژه میشوند و بهزودی جایشان را به مطالب جدیدتر و واکنشهای تازهتر میدهند.
کنشها و واکنشهای مجازی عموما در سطح کپیکردن اطلاعات از سایر صفحات باقی میمانند و به هیچ وجه عمق پیدا نمیکنند و در این میان مطالب افراد سرشناس (سلبریتیها) یا متنهایی که فضایی فانتزی داشته باشند بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. چنین کنشگریهایی که مجازی هستند فقط اثری مقطعی ایجاد میکنند و اثرگذاری قابل توجهی ندارند. پرداختن به این موضوع نیازمند مطالعهای دقیق از سوی اساتید جامعهشناسی و ارتباطات است که در اینجا تنها از آن استفاده میکنم و به یکی از مواردی که در لیست بالا به آن اشاره شده است، میپردازم.
مسأله ریزگردهای معلق در هوای استانهای جنوبغربی و غربی کشور که به صورت میانذهنی آلودگی هوای اهواز شناخته میشود، در هفتههای گذشته باعث ایجاد موج رسانهای تازهای در فضای مجازی شد و چهرهها و گروههای مختلفی به آن پرداختند. عکسها و ویدئوهای آلودگی شهر و تجمعهای مردم بارها و بارها در فضای مجازی دست به دست شد تا در مورد این بحران آگاهیبخشی شود. اما تا چه حد در مورد این بحران به صورت جدی تأمل کردیم یا تلاش کردیم کنشی معقول داشته باشیم؟ پاسخ سخت نیست، بررسیگذاری مواردی که از سوی کنشگران مجازی طرح میشود، نشان میدهد که به دلیل بیتوجهی به ابعاد علمی و منطقی مسائل و اتخاذ رویکردهای احساسی در کنشها، اغلب واکنشها مقطعی و بدون ابعاد منطقی هستند.
در این میان تنها کنش اثرگذار را خود مردم این مناطق بهخصوص اهوازیها داشتند و با وجود آلودگی بسیار بالای ریزگردها تجمع برگزار و تلاش کردند اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. انتشار عکسهای این تجمعها از سوی کاربران شبکههای اجتماعی و اظهارنظرهای احساسی چهرههای سرشناس تنها سبب افزایش فشار اجتماعی بر دولت شد و دولت را وادار به واکنش رسانهای در این موضوع کرد. اگر بخواهیم در مورد بروز بحران و ایجاد آلودگی کمی تأمل کنیم لازم است ابتدا نگاهی به دلایلی که برای بروز وضع آلودگی در اهواز میشود، بیندازیم. بروز خشکسالی و کاهش بارندگی، مدیریت غلط منابع آب، راندمان پايین آب مصرفی در بخش کشاورزی ازجمله عواملی است که موجب خشک شدن تالابها، رودخانه و کاهش روانآبهای سطحی شده است. بستر خاکی خشک شده این اراضی ریزگردهایی را تولید کردهاند که با بادهای ضعیف نیز جابهجا میشوند و سبب بروز آلودگی شدهاند. تاکنون تصور میشد که این آلودگی تنها از کشورهای همسایه به ایران وارد میشود، اما با توجه به گزارشهای ارایه شده میتوان گفت منشأ بخشی از این آلودگیها از داخل کشور است.
دلیل این خشکی و از بین رفتن روانآبهای سطحی چیست؟ چرا در هر گوشه از این کشور پهناور یک منطقه یا تالاب با معضل خشکی مواجه شده است؟ به نظر میرسد مهمترین دلیل این خشک شدنها و تخریب تالابها، استفاده بیرویه از منابع آبی و مدیریت غلط منابع آب است. گزارشهای رسمی حاکی از آن است که راندمان آب مصرفی در کشور بسیار پایین است و یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه چمران اهواز نیز در مهر ماه در کنفرانسی رقم 30درصد را برای راندمان آب مصرفی در کشاورزی اعلام کرده است.* دولت باید برنامه ویژهای برای رفع این مشکل بزرگ در کشور ارایه دهد. مشکلی که میزان بسیار زیادی از آبهای کشور را از دسترس خارج کرده و سبب و خشک شدن تالابهای متعددی شده است. از طرفی در خوزستان مسأله انتقال آب نیز موجب کم شدن میزان آب در این استان شده است.
تمرکزگرایی دولتها و توجه بیش از حد به پایتخت نیز همواره بهعنوان دلیلی برای تخریب محیطزیست در کشور مطرح است. تمرکز امکانات در تهران و اختصاص بودجهها به این شهر سبب میشود دولت از مسائل سایر نقاط غافل شود. هرچند تلاش دولت در یکسال گذشته برای کاستن آلودگی هوای تهران قابل تحسین است، اما باید به دولت متذکر شد که ما پایتختنشینان خودمان سهم قابل توجهی در بروز مشکلاتمان داریم و دولت برای رفع این مشکلات فقط باید اندکی در امور اجرایی تسهیلگری کند اما در سایر نقاط کشور دولت مقصر است و باید توجه ویژهای به آنها بکند. مردم اهواز و شهرهای غربی کشور نهتنها تاثیری در بروز آلودگی و ایجاد مشکلات تابع آن ندارند بلکه از این مسأله دچار مشکلات فراوانی شدهاند که باید از آنها دلجویی شود و کمک کرد که مسائلشان حل شود.