ارسطو میگوید: بخشی از زندگانی برای کار و بخشی دیگر برای آسایش است؛ اما از این دو، کار وسیله است و بخشی که در آسایش میگذرد، هدف. از این رو همانگونه که آماده کردن آدمی برای کار، لازم است؛ آماده کردن او برای اینکه زمان آسایش را به خوبی و درستی بگذراند نیز لازم و حتی ضروری است؛ زیرا اگر به این جنبه از تربیت چنانکه باید پرداخته نشود، آدمی آن بخش از زندگانی را که اهمیت بیشتری دارد در بیراهه خواهد پیمود و چهبسا که آن را در راه سرگرمیها تلف خواهد کرد و حتی چنین خواهد پنداشت که غایت زندگانی چیزی جز بازی، سرگرمی و کامجویی نیست. ﻣﻄﺎﻟﻌه اوﻗﺎتﻓﺮاﻏﺖ از سوی اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان رشتههای ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﭘﯿﮕﯿﺮی میشود و در اﯾﻦ راﺳﺘﺎ، بیشتر اﯾﻦ اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان ﺑﻪدﻧﺒﺎل اﯾﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ رشتههای ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺧﻮد ﻣﺎﻧﻨﺪ روانشناسی، جامعهشناسی ﯾﺎ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ جنبههای ﻣﺨﺘﻠـﻒ اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﺑﭙﺮدازﻧﺪ.
نومیر يكي از نظريهپردازان علم روانشناسي، فراغت را به صورت یک فعالیت گروهی نگاه میکند که علاوهبر بقای انسان، زمینه را برای رشد شخصیت انسان فراهم میسازد. او در زمینه اثرات فعالیتهای گروهی مینویسد: ورزش و بازیها یکسری ویژگیهای فردی مانند دلیری، خلاقیت، تصمیمگیری سریع و بهنگام، مقاومت، پرخاشگری و غیرت را رشد میدهد؛ یکسری خصوصیات اجتماعی مانند دوستی، مهربانی، عدالت، ادب و اجتماعی بودن را هم پرورش میدهد.
جوفر دامایزدیر نيز اوقات فراغت را برحسب کارکردهایی که دربردارد به 3 گروه تقسیم میکند: استراحت، سرگرمی و رشد و پرورش شخصیت. از سويي ديگر پژوهشها نشان داده که صنعتی شدن موجب ازهمگسیختگی فزاینده زندگی روزانه شده و در نتیجه تفکیک فزایندهای بین ساعات کاری و غیرکاری به وجود آمده است. اوقات فراغت برای انسان رفتهرفته به اصطلاحی تبدیل شده که در قالب آن هرچه بیشتر به دنبال آزادی و استقلال در عملکرد میشود. سعی و کوشش انسان در طول تاریخ همواره با این امید همراه بوده و هست که با رهایی خود از کارهای طاقتفرسا، به زندگی همراه با آرامش و سعادت دست پیدا کند و امروزه به نظر میآید که یک گام به این هدف نزدیکتر شده است.
در عصر حاضر در بسیاری از جوامع، اوقات فراغت بخش مهمی از زندگی افراد را تشکیل میدهد. البته در این بین «کار» به مهمترین جزء زندگی افراد تبدیل شده است و نقش تعیینکنندهای دارد. اما رفتهرفته با امکانات زیادی که به وسیله اوقات فراغت به وجود میآید، نقش کار در زندگی جای خود را به این موضوع میدهد و آن را به پدیدهای اصلی و تأثیرگذار در زندگی انسان تبدیل کرده است.
بیگمان، اوقات فراغت از نظر کمی، امروزه از کار پیشی گرفته و از نظر کیفی نیز مهمتر از کار شده است. البته نباید فراموش کرد که این دو، رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر دارند. روند پیشرفتها نشان از آن دارد که شاید این دو در آینده یکبار دیگر به هم نزدیک شوند.
اوقات فراغت، زمان بیهوده و بدون حس مسئولیت در زندگی افراد نیست، بلکه برعکس، در این زمان از انسان انتظار بیشتری میرود که احساس مسئولیت کند. حتی در زمانی که انسان به خودش واگذار شده، تصمیمگیری به عهده خودش است و میتواند آزادانه عمل کند، مسئولیتپذیری نسبت به خود، اطرافیان و جامعه اهمیت زیادی دارد.
فعالیتهایی که در اوقات فراغت انجام میشوند، باید کاملا حساب شده بوده و برای شخص و جامعه مفید باشند. بنابراین هر شخصی در قبال عملکرد خود در اوقات فراغت مسئول است. اوقات فراغت جايي است كه فرد ميتواند در آن مسئوليت اجتماعي خود را محك بزند و با شركت در فعاليتهاي مختلف با ساير افراد جامعه در تعامل قرار بگيرد.
امکانات اوقات فراغت انسان و نحوه گذراندن آن، تنها به خود شخص مربوط نمیشود، بلکه از ارگانها و سازمانهای مختلف که مسئولیت این کارها را به عهده دارند، تأثیر میپذیرد.
اما مردم ما چگونه اوقاتفراغت خود
را ميگذرانند؟
در اوقاتي كه از كار و فعاليت روزانه فارغ ميشویم و در زمان تعطيلات، به چه كاري مشغول ميشويم؟ آيا از اين فرصت براي تقويت پيوندهاي اجتماعي استفاده ميكنيم؟ آن هم با توجه به فرصتهاي فراواني كه در اين ارتباط وجود دارد؟ به چند دليل عمده مردم ما در اين اوقات که ميتواند نقش بسيار مهمي در شناسايي و شکوفايي استعدادهايشان داشته باشد وقت تلف ميکنند که بخش عمده آن به عدم وجود امکانات و بخشي به عدم مديريت اوقات فراغت در حوزه افراد بازميگردد. دولت و رسانهها (راديو و تلويزيون) نتوانستهاند نياز جوانان و مردم را برطرف سازند. امکانات محدود تفريحي، ورزشي، فرهنگي و... و بالا بودن هزينههاي استفاده از آن امکانات، عملا جوانان طبقه متوسط و ضعيف جامعه را از آنها محروم ساخته است و از طرفي رسانههاي ما نميتوانند برنامهاي شاد، متنوع و متناسب با نياز مردم به ويژه جوانان توليد کنند.
از بعد ديگر اوقاتفراغت ما تحتتأثير اشتغال است، عمده خانوادهها توان مالي براي ساماندهي و نظم بخشيدن به اوقاتفراغت خانواده را ندارند و نميتوانند براي سفرهاي فصلي، ساليانه يا آخر هفته برنامهريزي اقتصادي داشته باشند. به ناچار در اثر تمام اين عوامل، بخشي از مردم ما به ويژه جوانان و نوجوانان در اوقات فراغت، وقت تلف ميکنند و در نهايت، براي جبران کاستيها جذب سيديها، ماهواره و گروه همسالان ميشوند و اوقات فراغتشان آنگونه كه بايد مثمرثمر نخواهد بود.
در کشور ما اوقاتفراغت از گذشته تا به حال تغيير ماهيت داده است. به عبارتي گذران اوقاتفراغت مردم از خارج خانه به درون خانهها راه يافته است. آمارها نشان ميدهد، اوقاتفراغت بيشتر صرف ديدن و شنيدن تلويزيون و راديو ميشود و وقت کمتري براي مطالعه صرف ميشود. سينما، پارکها و تئاتر هنوز هم جزو گذران اوقاتفراغت محسوب ميشوند. اما در گذشته مردم عموما اوقاتفراغتشان را به ميان طبيعت و ييلاقهاي اطراف شهر ميرفتند. کسانيکه از توان مالي برخوردار باشند و وسيله نقليه شخصي داشته باشند هنوز هم گاهي به اين شيوه اوقاتفراغت را سپري ميکنند.
مردم در گذشته، نه خيلي دور که البته هنوز در بسياري از روستاهاي کشور به آن پايبند هستند، اوقاتفراغتشان را به «شبنشيني» ميگذراندند اما امروز در شهرهاي بزرگ اين نوع از گذران اوقاتفراغت به دليل گران بودن هزينههاي زندگي، دوري مسافتها و محدود بودن زمان کمتر ديده ميشود و درواقع هر چه جامعه به سوي توسعهيافتگي و صنعتي شدن ميرود روابط خويشاوندي کمرنگتر ميشود. تحقيقات نشان داده است افرادي که اوقاتفراغت مفيد و مطلوبي دارند از لحاظ اقتصادي بازده مطلوبتري دارند و از لحاظ روحي نشاط و حتي طول عمر بيشتري دارند. ضمن آنكه تأثير اجتماعي و فرهنگي چگونگي اوقاتفراغت بر زندگي فرد موجب افزايش سطح آگاهي و تبادل افکار ميشود.
براي اوقاتفراغت چقدر زمان داريم؟
در همين رابطه اخيرا مشاور وزیر کشور و معاون امور اجتماعی مرکز امور اجتماعی و فرهنگی اعلام كرده كه درحال حاضر تعطیلات رسمی کشور ۲۶ روز است و ایران از این بابت دومین کشور دنیا است. رضا محبوبی افزود: از نظر دولت درحال حاضر وضع تعطیلات در سطح کشور به جای کارکرد مثبت، کارکردی منفی داشته و اغلب شهروندان نمیتوانند برنامهریزی مشخصی برای بهرهوری از ایام فراغت خود داشته باشند. به علاوه چون عمده تعطیلات کشور براساس تاریخ قمری و متغیر است موجب میشود افراد نتوانند با برنامهریزی بهموقع از تمام فرصت و ظرفیتهای گردشگری استفاده کنند. بنابراين استفاده بهينه از اين ظرفيت بسيار حایز اهميت است. نقش اوقاتفراغت در زندگی انسان امروز تا بهحدی است که بسیارى از جامعهشناسان بر این باورند که جوامع انسانى به سوى «تمدن فراغت» حرکت میکنند و اعتقاد دارند تمدن فراغت همانا افزایش تولیدات شکوفایى اقتصاد و افزایش درآمد سرانه را به همراه خواهد داشت.
براساس تحقیقات انجام شده عدمتوجه به ملزومات اوقاتفراغت مناسب افراد جامعه و بهویژه جوانان، موجب انحراف نوجوانان و جوانان و کشیده شدن آنان به سوى تفریحات ناسالم است. بنابراین اگر زندگی و کار جوانان با برنامههایی که برای اوقاتفراغت خود تنظیم میکنند، مغایرت داشته باشد یا تفریحات و فعالیتهای فراغتی آنها با هنجارهای فرهنگی در تضاد باشد اوقاتفراغت به یک مشکل اجتماعی مبدل خواهد شد. امری که درکشور ما نیز میتوان نتایج آن را دید و به تحلیل نشست و بهرغم توجه به این مهم در برنامهها و سیاستهای کلی کشور، فقدان برنامهریزى در تمهید اصولی ملزومات گذران اوقاتفراغت جوانان در شکلگیری بسیارى از معضلات اخلاقى و فرهنگى در بین نوجوانان و جوانان دخیل بوده است.
سفر رفتن، راهي براي گذران اوقاتفراغت
در یکی از شبکههای مجازی ایرانی، چشممان به آگهیهای جالب میافتد؛ افرادی که بهدنبال همراه و همسفر برای گردش، کوهنوردی، مسافرت داخلی و مسافرت خارجی هستند. این شبکه به افراد این امکان را داده که با توصیف مشخصات، فرد مورد نظر خود را برای تهرانگردی آخر هفته، سفر استانبول، مسافت خانه تا محل کار و... جستوجو کنند.
هرکس هدف خاصی دارد؛ مردی 28 ساله میگوید، «راستش دیگه حرف جدیدی برای زدن با دوستای 15،10 سالهام ندارم! بهخاطر همین دنبال اینم که با افراد جدید آشنا شم». پسر جوان 23سالهای که دانشجوست میگوید، «من ماهی یکبار تنها میرم کوه. دوستام همه سرکارن و مشغولن. برای اینکه تنها نرم دنبال کسایی میگردم که آخر هفتهها باهام بیان کوه». فرد دیگری که عازم ترکیه است میگوید، «من دنبال یکی، دو نفر میگشتم که با هم یه هتل بگیریم که هم هزینهها بیان پایین هم تنها نباشم». از این میان، نامهایی زنانه نیز به چشم میخورند، اسامیای بدون شماره تلفن و با درج یک نشانی ایمیل. بیشتر این زنان به دنبال همراهی خانم هستند.
به اعتقاد یک انسانشناس، نسل جدید میتواند با پذیرش ریسک سفر، به کس دیگری بهطور مقطعی برای مسافرت اعتماد کند. این اعتماد بیانگر شکلگیری خردهفرهنگی جدید برای کاهش فشارهای زندگی مدرن و افزایش تسهیلات و زیباییهای زندگی است.
دکتر جبار رحمانی (انسانشناس و عضور شورای مرکزی انسانشناسی و فرهنگ) درباره تاریخچه سفر ميگويد، سفر یکی از دغدغههای مهم انسان در حیات اجتماعی بوده است. اینکه چگونه سفر هم از لحاظ محتوایی و نتایج آن و هم از لحاظ امنیت و رفاه آن نیازهای مسافر را برآورده کند، یک مقوله فرهنگی است که در نظامهای فرهنگی مختلف به اشکال گوناگونی به آن پاسخ داده شده است. به عبارت دیگر سفر یک امر فرهنگی و بیانگر شرایط و زمینههای فرهنگی جامعه است.
وی همچنین گفت: در گذشته سفرهای طولانی گروههای بزرگ به مقصد تجارت یا زیارت یا مهاجرت از طریق کاروانها انجام میگرفت و در اشکال خاص و محدود آن نیز افراد یا گروههایی در قالب جهانگردان سنتی مسافرت میکردند. الگوهای سنتی سفر ناشی از شرایط نظامهای ارتباطی در فرهنگهای سنتی بودند. مسافتهای دور، زمانهای طولانی، خطرات بسیار، عدم اطمینان از سرانجام سفر و...، تعیینکننده بسیاری از ویژگیهای مسافرت و مقوله سفر بود.
دکتر رحمانی ضمن اشاره به تغییرات سفر در جامعه امروزی اظهار کرد: در جامعه جدید همه چیز تغییر کرده است. سرعت و شدت ارتباطات و حملونقل در جامعه جدید، به گونهای است که از لحاظ زمانی، مسافتها بسیار کوتاه شده و در اندک زمانی از شهری به شهر دیگر، یا از کشوری به کشور دیگر میتوان جابهجا شد؛ ضمن اینکه امکانات حملونقل به شدت عمومی شدهاند. به عبارت دیگر برخلاف دوره سنتی که سفر یک امر نخبهگرایانه بود (یعنی کسانی که قدرت مالی یا جسمانی یا جسارت بالایی داشتند، سفر میکردند)، امروزه سفر به امری عمومی و مردمی در همه سطوح آن تبدیل شده است. سفر از یک امر خاص و ویژه به یک امر عمومی و در مواردی به یک امر روزمره تبدیل شده است که افراد به کرات و به دفعات درگیر آن میشوند. ضمن اینکه امنیت راهها، قابلیت اعتماد به همسفران ناشناخته را بسیار بیشتر کرده است. این تحولات زمینهای نسبت به امکانها و زمینههای ارتباطی و فرهنگی سفر در دوره جدید شکل گرفتهاند. ممکن است در این میان اشکال آسیبشناختی خاصی هم رخ بدهند، اما درنهایت این نوع سیستمهای سفر، سبب پویاییهای فرهنگی خاصی برای نسل جدید خواهند شد.
بنابراين سفر رفتن يكي از راههاي گذران اوقات فراغت است كه ميتواند اعتمادبهنفس و آشنايي با سبكهاي مختلف زندگي را به فرد انتقال دهد، شايد نياز امروز زندگي ما، آسان برخورد كردن با هر امري ازجمله سفر كردن است.