گاهی تفاوتهایی بین دیدگاهها و سیاستهای اقتصادی زندگی بین زن و شوهر وجود دارد اما بالاخره تصمیم نهایی با کیست؟ آیا بیتصمیمی، خود یک تصمیم است؟ بعضی مسائل مانند خرید خانه و ماشین و سفر از این دسته مسائلند.
مردی به دادگاه خانواده شهید محلاتی مراجعه کرد و دادخواست طلاق خود را به قاضی یکی از شعب ارایه داد. این مرد بیان کرد که پس از گذشت هشتسال از زندگی مشترک، هنوز مستأجر است و همسرش اجازه خرید خانه را به او نمیدهد؛ چرا که معتقد است که نباید پولهایشان را خرج خرید خانه کنند و بهتر است پولی که جمعآوری کردهاند را در بانک بگذارند. این مرد گفت که من همیشه در زندگی کوتاه آمده و هر کاری همسرم میخواهد، انجام میدهم، ولی دیگر از این وضع خسته شدم.
شما اگر جای مرد بودید، خسته نمیشدید؟ چه راهی را انتخاب میکردید؟ به دنبال استدلال کردن میبودید یا سکوت اختیار میکردید؟ زن چه؟ آیا زن پس از تقاضای طلاق شوهر، نباید کوتاه میآمد؟