از نادانستهها پرسيدن، پوشش عيبهاست.
امام علی (ع)
سودای وصل تو
نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
چراغیکش تو باشی نور با مردن چه کار او را
اگر نه دامن از گوهر بریزد چون فلک شاید
که هر صبحی تو برخیزی چو خورشید از کنار او را
دلم لعل لبت بر دست، اگر پوشیده میداری
من اینک فاش میگویم، به نزدیک من آر او را
مجو آزار آن بیدل، که از سودای وصل تو
دلش پیوسته در بند است و جان در زیر بار او را
سر زلفت پریشانی بسی کرد، ار به چنگ آید
بده تابی و بر بند و به دست من سپار او را
به حال اوحدی هرگز نکری التفات اکنون
چو میگویی غلام ماست، یاری نیک دار او را
نگاهی کن در او یک بار و او را بنده خود خوان
گذاری کن برو یک روز و خاک خود شمار او را
اوحدی مراغهای