پروژه‌هایی برای گسترش فرهنگ‌داوطلبی
 

 

|  رمضانعلی قادری  |     مددکار اجتماعی  |

داوطلبی یعنی وقتی فردی با میل، انگیزه، رغبت و شناخت کاری را انجام دهد. این کار ممکن است انگیزه‌های مادی، معنوی و روانی داشته باشد. بعضی‌وقت‌ها انگیزه روانی جنبه مثبت یا منفی به‌خود می‌گیرد. از جنبه منفی آن می‌توان به خودنمایی اشاره کرد. وقتی می‌خواهیم خودمان را به دیگران ثابت کنیم، کارمان جنبه فردی دارد. من با داوطلب شدن، خودم را نمایش می‌دهم و می‌خواهم از این طریق مورد قبول و تأیید واقع شوم. جنبه دیگر یعنی جنبه مثبت وقتی است که می‌خواهم با کاری که انجام می‌دهم سودی به دیگران برسانم. می‌خواهم او استفاده کند و سودی ببرد. این یک انگیزه دیگرخواهانه، انسان‌دوستانه و ایثارگرانه است. یعنی خودمان را نبینیم و به دیگران خدمت کنیم تا آنها از کار ما سود ببرند.
گاهی ممکن است خدمتی که به دیگران می‌کنیم، ناآگاهانه باشد. کسی کاری برای دیگری می‌کند ولی عواقب آن را نمی‌داند. معمولا در گروه‌ها و باندهای بزهکاری و فعالیت‌های خطرناک آن را می‌بینم. این افراد کاری را انجام می‌دهند اما عواقبش را نمی‌دانند و فقط چون دوستانشان می‌گویند آن را انجام نمی‌دهند. معلوم نیست چه اتفاقی برای آنها بیفتد، ممکن است سر از زندان دربیاورند یا مشکلات شخصی دیگری برایشان پیش بیاید. معمولا جوانان برای این‌که مورد قبول گروه‌های دوستی‌شان باشند و ارزش‌های گروهی را قبول کنند، کارهایی را انجام می‌دهند. گاهی در نتیجه این کارها، آنها را در زندان می‌بینیم، مثلا در زندان هستند کسانی که داوطلبانه به جای دوستشان به زندان آمده‌اند و اتهامی را پذیرفته‌اند برای این‌که مشکلی برای دوستشان به‌وجود نیاید.اگر بخواهیم از منظر دینی نگاه کنیم، داوطلب‌شدن در کار خیر مثبت برای دیگران پاداش خیلی بیشتری دارد تا کاری که به انگیزه شخصی و فقط برای خودمان انجام دهیم. از منظر جامعه‌شناسی، داوطلبی، همبستگی اجتماعی و مشارکت اجتماعی را به‌دنبال دارد که نهایتا منجر به سرمایه اجتماعی برای کشور می‌شود. یک جامعه به‌شدت نیازمند مشارکت داوطلبانه مردم است، مشارکتی که از روی اجبار و زور نباشد. بعضی‌وقت‌ها می‌خواهیم تحت فشار مشارکت مردم را جلب کنیم درحالی‌که  این نوع مشارکت درقالب سرمایه اجتماعی نمی‌گنجد.

با همه این اوصاف مشارکت در جامعه ما به نسبت جوامع دیگر خیلی بالاست اما توسعه و گسترش آن مستلزم این است که برای آن زمینه‌سازی کنیم. همان‌طور که می‌بینیم جایی که زمینه‌ها وجود دارد مثل برخی مراسم مذهبی مشارکت مردم خیلی بالاتر است. بنابراین اگر زمینه‌ها را فراهم کنیم، امکان مشارکت مردم افزایش می‌یابد. ضمن این‌که جلب مشارکت‌ها نباید فقط دولتی باشد بلکه خود مردم باید پا پیش بگذارند چراکه خودشان این پتانسیل را دارند و ما فقط باید برایشان زمینه‌سازی کنیم.
زمینه‌سازی برای داوطلبی و جلب مشارکت مردم در کارهای مثبت داوطلبانه را می‌شود از مدرسه شروع کرد. اگر این مسأله از دوران کودکی نهادینه شود، در بزرگسالی به صورت خودکار روی‌آوردن به این فعالیت‌ها افزایش می‌یابد و افراد کار داوطلبانه انجام خواهند داد. با صحبت و سخنرانی نمی‌شود فرهنگ داوطلبی را در جامعه جا انداخت بلکه با پروژه و برنامه باید آن را بین مردم ترویج کرد، آن‌هم پروژه‌ها و برنامه‌هایی که مردم رغبت داشته باشند در آنها شرکت کنند. هنگامی که تنها سخنرانی کنیم و از داوطلبی فقط حرف بزنیم، مردم می‌پرسند خب کجا کار داوطلبانه کنند و چه کاری از آنها برمی‌آید. اصولا در جامعه‌ای که خود مردم در اداره آن سهیم باشند، فرهنگ داوطلبی بیشتر و بهتر جا می‌افتد و مشارکت داوطلبانه اجتماعی بیشتر می‌شود. سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه‌ها بیشتر می‌توانند مردم را به‌سمت فرهنگ داوطلبی هدایت کنند و برنامه‌ریزی‌های آنها برای جلب مشارکت مردم بهتر نتیجه می‌دهد.


 
http://shahrvand-newspaper.ir/News/Main/15605/پروژه‌هایی-برای-گسترش-فرهنگ‌داوطلبی