شماره ۱۰۲۱ | ۱۳۹۵ شنبه ۴ دي
صفحه را ببند
چیز بشوم اگر دروغ بگویم

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي طنزنویس [email protected]

قبلا‌ها من در این ستون باید کلی می‌گشتم تا سوژه گمشده‌ای را پیدا کنم و بروم بگردم دنبالش و تهش را دربیاورم، اما این روزها دوران تکثرگرایی است. یعنی همه چیز دولا و پهنا شده. حتی سوژه. خیلی هم خوب است. خدا از مسببانش راضی باشد. چی فرمودید؟ مثال بیاورم؟ عجب دوره‌زمانه‌ای شده‌ها. تا به کسی حرفی می‌زنی، فوری سند و مدرک می‌خواهد. الان تا بگویید ماست سفید است، فوری می‌گویند کو سندت؟ دلیل علمی برای این حرفت داری؟ اگر نداری بیخود و بی‌جهت نشر اکاذیب نکن و... البته اگر همین شما بروی تو یکی از این کانال‌ها و گروه‌های مجازی (مثلا به سبک صداوسیما اسم تلگرام را نیاوردم) بنویسی یک موش دارید که دیشب وقتی تولد 131سالگی‌اش را جشن می‌گرفتید، گفته ماست. یک حیوان مریخی قهوه‌ای است که شب‌ها‌رو پشت‌بام خانه‌اش تنبک می‌نوازد، همه بدون این‌که بپرسند کو سندت فورواردش می‌کنند و یک لایک هم حواله‌ات می‌کنند. خدا بدهد شانس، در زندگی حتی یک کانال زپرتی تلگرام هم نشدیم که کسی برای حرف‌هایمان تره خرد کند. حالا تا بیشتر آبرویم نرفته، برگردیم سر اصل مطلب. داشتم از تکثرگرایی سوژه‌ها برایتان می‌گفتم. چه جالب تا تکثرگرایی را سوژه خودمان انتخاب کردیم خبری آمد که فهمیدم نه‌تنها سوژه‌ها از تک صدایی گریزان شده‌اند که اصلا به قول وزیر ارشاد «روزگار تک‌صدایی گذشته است». منتها جناب وزیر نگفته حالا که عمر تک‌صدایی سپری شده، چند صدا باید وجود داشته باشد؟ دو صدا؟ دو صدای مردانه یا صدای مردانه فیت زنانه؟ اصلا صدای زن تک‌صدا می‌شود باشد؟ اگر دوصدایی باشد، اشکال ندارد؟ چند صدایی یعنی یک خواننده راک با یک خواننده سنتی می‌تواند هم آواز بشود؟ کسی سلامتی پس از اجرایشان را تضمین می‌دهد؟ اصلا سپری‌شدن روزگار تک‌صدا بودن مثل تک‌سرنشین بودن خودروهاست؟ اگر این‌طور باشد که ول‌معطلیم. شما از هر صد نفر ایرانی که بپرسی، نظرش درباره خودروهای تک‌سرنشین و نقششان در آلودگی هوا چیست، بالای 97نفرشان، تک‌سرنشین بودن خودروها را نهی کرده و می‌گویند: هرگز نباید اجازه داد یک خودروی تک‌سرنشین درسطح شهر تردد کند. بعد همان 97نفر خیلی شیک و مجلسی و تک و تنها عنرعنر می‌روند سوار خودرویشان می‌شوند و به خیل خودروهای تک‌سرنشین اضافه می‌شوند.
باز رفتم سراغ حاشیه و اصل مطلب ماند. برگردیم به سخن جناب وزیر. ایشان البته اضافه کرده صداوسیما باید زبان همه ملت باشد. من داشتم فکر می‌کردم مگر تا الان عضو دیگری از بدن ملت بوده؟ مثلا تا حالا صداوسیما لوزالمعده ملت بوده یا خدای‌نکرده، زبانم لال... اصلا نمی‌توانم به زبان بیاورم. یا شاید آپاندیس ملت بوده و از این پس قرار است زبان ملت باشد؟ البته واقعا به آپاندیس شباهت زیادی دارد چون بدون هردویشان و بدون این‌که مشکلی پیش بیاید، می‌شود زندگی کرد.
خلاصه به قول وزیر ارشاد تک‌صدا نبودن خیلی خوب است. اجازه بدهید... الان از اتاق فرمان به من می‌گویند، از جناب وزیر بپرسم چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام نیست؟ این چند صدایی الان در ارشاد چیز می‌شود؟ ما که در ارشاد چیز می‌شویم. چیز بشوم اگر دروغ بگویم.
(خوانندگان عزیز متأسفانه ذهن راوی به محض یادآوری مصایب ارشاد دچار خودسانسوری و چیزخواری می‌شود.)


تعداد بازدید :  679