شماره ۱۵۹۴ | ۱۳۹۷ شنبه ۲۲ دي
صفحه را ببند
نگاهی به انتقادات اخیر شهردار اسبق تهران به دولت و اما و اگرهایش
کدام الگوی مدیریتی فوق درخشان را می‌گویید دکتر؟

سحاب شکیبا| محمدباقر قالیباف، شهردار اسبق تهران که بعد از سه دوره رقابت برای ریاست‌جمهوری خود را همچنان در قامت یک آلترناتیو برای ریاست قوه مجریه می‌بیند، در ماه‌های اخیر مدام از موضع منتقد و تئوریسین برای حل مشکلات کشور صحبت کرده است. قالیباف که با طرح نواصولگرایی  تلاش می‌کند توجه جوانان اصولگرا را به خود جلب کند و برای همین خود را مبدع ایده‌های جوانانه می‌داند، تا امروز به‌ طور مشخص روشن نکرده است که آن با اصولگرایی سنتی چه وجه تمایزی دارد. او جز انتقاد و حمله به دولت و مانور روی واژه‌ها و ترکیباتی چون «مدیریت جهادی» که باز هم معلوم نیست در رویکرد قالیبافی چه مفهومی دارد، چیزی از چنته بیرون نیاورده و با ارایه انتقادات تکراری و راهکارهای مبهم و کلی سعی کرده است که خود را همچنان به‌ عنوان گزینه‌ای برای جریان اصولگرایی و لایه‌های جوان این جریان در تکاپو نشان دهد. مشکل قالیباف این است که برخلاف بسیاری از رقبایش او سابقه اجرایی مفصل و در دسترسی دارد و معلوم است که چند مرده حلاج است. قالیباف با این حال، بدون توجه به کارنامه‌ای که از خود به جا گذاشته و بدون نیاز به پاسخگویی در مورد مشکلات مدیریتی دوران طولانی حضورش در شهرداری تهران، ترجیح می‌دهد همچنان به برنامه‌های هجومی خود بپردازد. او در روزهای گذشته در تالار اجتماعات روزنامه قدس و در همایشی با عنوان بررسی مسائل، چالش‌ها و فرصت‌ها در دهه پنجم انقلاب به سخنرانی پرداخت که بخش‌هایی از آن قابل توجه است و به ‌طور خلاصه به آن می‌پردازیم.
قالیباف می‌گوید: «امروز در کشور با مشکلات بیکاری، فساد، رانت، تورم و... مواجهیم؛ آیا این مشکلات علت هستند یا معلول؟ من معتقدم این نارسایی‌ها معلول هستند و هیچ‌کدام علت نیستند. علت اصلی ضعف مدیریت و کارآمدی در نظام جمهوری اسلامی است. ما در این بخش دچار یک چالش بزرگ هستیم؛ زیرا منابع انسانی و مادی ما بسیار هستند. امروز در حقیقت یک ناکارآمدی اشباع‌شده در امور داریم. امروز مهمترین نیاز بنیادی ما در حقیقت این مدیریت و اداره کشور در این بخش‌هاست.»
- جناب دکتر وقتی از مدیریت و کارآمدی صحبت می‌کنند، مطمئنا الگویی متفاوت از شهرداری دوازده ساله خود را در نظر دارند. ایشان به‌عنوان پایدارترین شهردار تهران نشان داده‌اند که با ایده‌های گذشته‌شان چقدر می‌توان به درآمدهای پایدار و سیستم مدیریتی پویا و کارآمد دست پیدا کرد. تصور این‌که تنها پس از گذشت 16 ماه از مدیریت در شهرداری به چه نتایج تازه‌ای رسیده‌اند، دشوار است.
می‌گویند: «باید بحث مردم در زمینه آزادی، عدالت و..‌. روشن شود. بعد از چهل ‌سال هنوز در حوزه آزادی‌های اجتماعی تکلیف خود را روشن نکردیم؛ مثلا در مورد حضور بانوان در محیط‌های مختلف سلایق و نگاه‌های متفاوت وجود دارد.»
- این را هم می‌توان در شهرداری دوازده ساله‌شان جست‌وجو کرد. این‌که در مدیریت شهری کدام آزادی‌های اجتماعی جدی گرفته شده‌اند. این‌که چقدر به زنان میدان داده شده است. آقای قالیباف سرانجام مشخص نکردند که 13‌درصد سهمی که در مدیریت شهری به بانوان اختصاص داده‌ بودند، همان یک‌درصد مدیر زن شهرداری بود یا جای دیگری که کسی نمی‌دانست هم بهایی به زنان داده بودند؛ یعنی باز هم باید به زهرا مشیر، مشاور امور بانوان شهرداری که ظاهرا نسبتی با دکتر داشتند، اشاره کنیم یا بگذریم؟
می‌فرمایند: «امروز بیش از ۸۰‌درصد اقتصاد کشور دولتی است. این اقتصاد مبتنی بر فعالیت، کار و تولید نیست بلکه مبتنی بر فروش نفت و خام فروشی و از این رانت استفاده‌کردن است و دولت به بدترین شکل ممکن این اموال عمومی که متعلق به مردم است را از آنها می‌گیرد، در صندوق خودش می‌ریزد و با منت و ناعادلانه آن را در اختیار مردم می‌گذارد.»
- دولت باید چه کند؟ از شهرداری دوران آقای قالیباف یاد بگیرد که با زمین‌فروشی و آسمان‌فروشی و تراکم‌فروشی همه هزینه‌هایش را تأمین می‌کرد؟ که بخش بزرگی از فضای سبز تهران نابود شد تا شهرداری سر پا بماند؟ زهرا صدراعظم نوری، عضو شورای شهر می‌گوید قالیباف با  52‌هزار‌میلیارد تومان بدهی که بیش از 30‌هزار‌میلیارد تومان آن، بدهی به بانک‌ها بود شهرداری را رها  کرده. چنین مدیریتی باید برای دولت سرمشق باشد؟ این‌که درآمد ماهی 650‌میلیارد تومان شهرداری در زمان ایشان به زور کفاف مخارج سنگین شهر تهران را می‌داد و معلوم نبود بدهی‌ها را از کجا باید تأمین کرد، چی؟
می‌گویند: «ما (یعنی دولت) در حوزه فرهنگی کار دل انجام نمی‌دهیم، کار پیمانکاری انجام می‌دهیم. می‌گویند پول بدهید تا ما برایتان انسان بسازیم درحالی‌که انسان با پول ساخته نمی‌شود. تربیت نیرو در میدان کار انجام می‌شود. تربیت نیروی فرهنگی در عین عملیات فرهنگی انجام می‌شود.»
- آقای قالیباف به ما اجازه می‌دهید که در مورد کار فرهنگی و پیمانکاری و کار دل چیزی نگوییم؟ درباره وضع فرهنگی تهران و هزینه‌هایی که می‌شد و ساختمان‌ها و امکاناتی که در اختیار نیروی فرهنگی «دلی»! قرار گرفته بود، لازم است چیزی بگوییم؟ یا درباره مجموعه همشهری با آن همه پرسنل و هزینه که حالا روی دست شهرداری مانده است؟ اینها همان کار دلی است که می‌گویید؟
می‌فرمایند: «اگر در دولت قرار می‌گرفتم اولین کارم این بود که دولت را به‌سرعت کوچک‌سازی می‌کردم. آن را برون‌سپاری می‌کردم.»
- آقای قالیباف عزیز چه اصراری دارید از این حرف‌ها بزنید. 68‌هزار پرسنل شهرداری را که چند برابر نیروی مورد نیاز است چه کسی استخدام کرده؟ شهرداری از زمان واردشدن شما چند برابر حجیم شده. موافقید که توصیه‌هایی که می‌کنید، وقتی در کنار عملکرد خودتان قرار می‌گیرد، جلوه‌ای خنده‌دار پیدا می‌کند؟ نمی‌شد کمی از این کوچک‌سازی ادعایی‌تان را در شهرداری تهران نمایش می‌دادید؟ اقلا در چهار ماه آخر حضورتان به گفته مجید فراهانی، عضو شورای شهر، آن 8‌هزار نفر را بی‌ضابطه استخدام نمی‌کردید.می‌گویند: «الگوی مدیریتی مدنظر من الگوی مدیریتی جهادی است. این الگو منطبق بر نگرش‌هایی است که باید در انقلاب اسلامی دنبال کنیم. این الگو را تئوریزه کردیم.»
403‌میلیون شماره حساب سپرده در کشور داریم. بابت آنها بیش از ۳۰۰‌هزار‌میلیارد تومان در ‌سال سود تعلق می‌گیرد. ۸۰‌درصد این ۳۰۰‌هزار‌میلیارد تومان متعلق به ۲‌درصد از ۴۰۳‌میلیون حساب است. اینها متاسفانه براساس قانون از مالیات هم معاف هستند.»
- جناب قالیباف در الگوی مدیریتی مورد نظر شما اگر احیانا تخلف یا بی‌نظمی‌ای باشد سریعا رسیدگی می‌کنید و با حسابرسی و تحقیق و تفحص آن موافقت می‌کنید یا این‌گونه خواهد بود که با لطایف‌الحیل در مقابل هر نظارت و بررسی مانعی ایجاد خواهد شد؟ این الگوی جهادی باز هم پرونده‌هایی چون املاک نجومی را خواهد زایید و قائم‌مقام‌ها باز هم با پرونده‌های میلیاردی مواجه خواهند بود یا الگوی دیگری مد نظرتان است.
- معلوم است که دولت پر از ایراد ریز و درشت است دکتر عزیز، اما اجازه بدهید کسانی انتقادات را مطرح کنند که خودشان چنین کارنامه درخشانی بر جا نگذاشته باشند. شاید بد نباشد برگردید و به سال‌های مدیریت خود نگاه کنید و بخواهید کمی درباره‌اش پاسخگو باشید. شاید دلتان بخواهد توضیح بدهید که چه شد که آن‌گونه شد.

دیدگاه‌های دیگران

ش
شهروند |
مخالف 0 - 0 موافق
جالب است همه مدیران۴۰ ساله بزرگترین مشکل کشور را ضعف مدیریت میدانند و همه شان هم همچنان بر مسند مدیریتی تکیه زده اند. یک نفرشان شهامت گفتن اینکه "من هم یکی از همان نقطه ضعفها هستم پس می روم" را ندارند. چیزی که فراوان دارند "رو" و اعتماد به نفس کاذب است.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  235