شماره ۱۳۵۲ | ۱۳۹۶ شنبه ۵ اسفند
صفحه را ببند
ریختن شراب خِرَد در مشک کمونیسم
درباره «خردکشی» نوشته خسرو ناقد (نشر نی- 1396)

عرفان بهارلو| چرا آرتور کوستلر نویسنده بزرگ مجاری‌تبار انگلیسی حاضر بود زندگی‌اش را رها کند و داوطلبانه به‌عنوان راننده تراکتور در روسیه شوروی به کار مشغول شود؟ چرا برتولت برشت با آن‌که دوستانش به اتهاماتی چون جاسوسی و طرفداری از تروتسکی محاکمه و تیرباران شدند، همچنان از نظام و رهبر روسیه شوروی دفاع می‌کرد؟ چرا آنگونه که رمون آرون می‌گفت، کمونیسم بیش از هر چیز «افیون روشنفکران» بود؟ این سوال‌ها کافی است تا ما با حسی آمیخته از کنجکاوی و دلهره «خِرَد کُشی» خسرو ناقد را بخوانیم. ناقد در این کتاب به بررسی رفتار و موضع‌گیری‌های روشنفکران غربی درباره انقلاب اکتبر و پیامدهای آن پرداخته است. روشنفکران و نویسندگانی که هرکدام از شهرتی جهانی برخوردارند و بودن نام آنها زیر یک نوشته کافی است تا توجه میلیون‌ها نفر به آن جلب شود، اما آیا همیشه نتیجه خواندن عقاید این روشنفکران و نویسندگان امیدوارکننده خواهد بود؟ خیر! نیکوس کازانتزاکیس، ژاک دریدا، جورج برنارد شاو، والتر بنیامین، آرتور کوستلر، آندره ژید و از همه ناامیدکننده‌تر برتولت برشت، من به خواندن کتابی از هریک از این نویسندگان افتخار می‌کردم، ولی بعد از خواندن «خِرَدکشی»، حس افتخار تنها حسی نیست که می‌توانم از آن حرف بزنم، حالا نگرانی و ترس هم اضافه شده است.
واقع‌بین‌ترین روشنفکران در مواجهه با انقلاب اکتبر روشنفکران و فیلسوفان روس بودند که تقریبا تمام آنهایی که با نظام تازه استقرار یافته کمونیستی مخالف بودند، به دستور لنین سوار بر کشتی فیلسوفان از روسیه شوروی اخراج شدند. جای آنها را هم سیل روشنفکران و نویسندگان ذوق‌زده غربی پر کرد که نه‌تنها در برابر دادگاه‌های نمایشی مسکو، سر به نیست‌شدن مخالفان استالین و پرشدن اردوگاه‌های کار اجباری از منتقدان و معترضان سکوت اختیار کرده بودند، بلکه روسیه شوروی را «بزرگترین امید بشریت» می‌خواندند. توجیه‌شان هم این بود که اگر قرار باشد جامعه‌ای از نو بنیاد نهاده شود، بدون قربانی امکان‌پذیر نیست. یکی از مهمترین نکاتی که خسرو ناقد در این کتاب به آن اشاره می‌کند، نگاه شبه دینی روشنفکران به کشور لنین است. روشنفکرانی که در قرن بیستم منادی سکولاریسم و اسطوره‌زدایی بودند، جذب کمونیسم شدند که مثل ادیان وحدانی در‌هاله‌ای از تنزه و تقدس در روسیه شوروی سر بر آورده بود.
این کتاب از عقلانیت مثال‌زدنی برتراند راسل می‌گوید. فیلسوفی که در تلاطم رخدادهای انقلاب اکتبر و پس از آن میان روشنفکران غربی پاسدار واقعی خِرَدورزی باقی ماند. از دلبستگی عمیق روحی و حتی احساسی والتر بنیامین، از رفتار خودخواهانه برتولت برشت و موضع‌گیری‌های ریاکارانه‌اش می‌گوید. بعد از خواندن کتابِ تازه خسرو ناقد، وقتی آن را می‌بندی، با نگرانی می‌گویی: پس دلیل این‌که روشنفکر بزرگی مثل آرتور کوستلر حاضر بود به‌عنوان راننده تراکتور در روسیه شوروی به کار مشغول شود، این بود! 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  829