شماره ۱۲۲۲ | ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
صفحه را ببند
سواد لذت بردن از زندگی

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي طنزنویس shahraam_shahidi@yahoo.com

علی ربیعی: سواد لذت‌بردن از زندگی نداریم.
داخلی- خانه پرهام- غروب
پرهام: ببین بابام هم دیگه بهم پول قرض نداد، گفت: مگه من سر گنج نشستم هی میای منو بدوشی؟ با تیپا انداختم بیرون. حالا نمی‌دونم برقمون را قطع می‌کنن یا نه.
خانم پرهام: عسیسم ولش کن. برق می‌خوایم چیکار. سواد لذت‌بردن از زندگی خودش چلچراغه که من و تو داریم! اصلا بی‌برق رمانتیک‌ترم هست ‌هانی!
داخلی- زندان- غرووب
زندانی اول: بالاخره اومدی؟ حکمت چی شد؟
زندانی دوم: تف تو این زندگی. برام حبس ابد برید. دیگه روی بیرون رو نمی‌بینم. چه غروب گندی
زندانی اول: برو بابا بی‌سواد. اگه سواد لذت‌بردن از زندگی داشتی، می‌فهمیدی حبس ابد خیلی هم شیرینه. لذت ببر ازش. وزیر گفته. بیخود که نمیگه.
خارجی- بزرگراه‌ هاشمی سنگین!- صبح زود
صمد: ببین قربونت بشم. ماشین که داره میاد نگاه می‌کنی. اگه سرعت داشت بی‌خیال میشی. چون می‌کشتت. پراید و پژو را بی‌خیال میشی، چون چیزی گیرت نمیاد. بنز و پورشه که اومد، می‌پری وسط که بزنه بهت. حالیته؟ دیه خوب میدن.
رفیق صمد: شما انگار سواد زندگی نداری. پسرم اگر کلیه‌هاش را از دست داده و خانمم سرطان داره و پسرم کارش را از دست داده و برادرم از داربست افتاده و فلج شده و بیمه هم نبوده، عوضش خانواده ما با تلاش مسئولان و همت مقامات مسئول سواد لذت‌بردن از زندگی داره و تو این موضوع دکترا گرفتیم. پس دنیا به هیچی‌مون نیست. همه‌چی هم آرومه. من هم خیلی خوشحالم. برو خدا روزیتو جای دیگه بده.
داخلی- آپارتمان- عصر
مالک: آقا شما مگه مامور نیستی؟ بریز اسباب و اثاثیه درب و داغون اینا را بیرون. هی ندارم ندارم. نداری به جهنم که نداری. مگه من یتیم خونه باز کردم؟
مستأجر: مالک عزیز واحد شماره 8. عطف به موارد مطروحه در مذاکرات گذشته و به‌ویژه مکالمه تلفنی شب گذشته به استحضار می‌رساند. اینجانب با مشخصات درج‌شده در قرارداد اجاره متاسفانه با وجود داشتن سواد زندگی امکان پرداخت اجاره‌بهای ملک شما را ندارم. لذا ضمن عدم واریز مبلغ مذکور چون از سواد لذت‌بردن از زندگی برخوردارم، خدمت‌تان عارضم که برو بینیم بااااااا. هرکار دلت میخواد بکن. هرررری!
داخلی- وزارت ارشاد- 10 صبح
نویسنده: جناب ممیز. ببینید اصلا نمی‌فهمم من باید جای کلمه سینه کوه چی بذارم این جا؟ سینه را که نمیشه حذف کنم؟ کلمه سینه که عیبی نداره. مگه سینه مرغ بده یا قابل حذفه که سینه کوه باید حذف بشه. بعدش هم من اگر نوشتم، به قول طبری منظورم تاریخ طبری است نه احسان طبری.
ممیز: آقاجان آب بخور جوش نیاری. شما باید تو کلاس‌های من شرکت کنی با مفهوم «سواد لذت بردن از زندگی» آشنا بشی. داستانت ممیزی شده که شده باشه. فدای سرت. سواد لذت‌بردن از زندگی اینو بهت یاد میده که اگر من بزنم تو گوشت هم، حالشو ببری.
 خارجی- ورزشگاه آزادی- بعدازظهر
تماشاچی یک: سه گل خوردیم. بازی را باختیم. دو تا اخراجی دادیم. محرومیت تماشاچی‌ها و مربی و بازیکن‌هامون حتمیه. اون‌وقت تو نشستی هرهر می‌خندی؟ شادی و خوشحالی و خندانی؟
تماشاچی دو. من تازه فارغ التحصیل شدم و «سواد از زندگی لذت‌بردن» را با نمره‌های عالی کسب کردم. 6 تا هم بخوره. وقتی من باسوادم انگار چهار تا زدیم. ما اینیم.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهد شد.

تعداد بازدید :  521